جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای خودتنظیمی

جواد کاوسیان، پروین کدیور، ولی الله فرزاد،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1391 )
چکیده

پژوهش حاضر نقش واسطه­ای نیازهای اساسی روانشناختی (خودفرمانی، شایستگی و پیوستگی)، خودتنظیمی انگیزشی (انگیزش درونی، بیرونی و بی­انگیزگی تحصیلی) و هیجان­های تحصیلی (لذت از کلاس و ناامیدی از یادگیری) در ارتباط بین متغیرهای محیطی حامی خودفرمانی دانش­آموز با بهزیستی مدرسه را بررسی می­کند. از طریق نمونه گیری خوشه­ای در سه مرحله 520 دانش­آموز دختر و پسر از دبیرستان­های سطح شهر کرج انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس­های حمایت معلم از خودفرمانی دانش­آموز، حمایت والدین از خودفرمانی دانش­آموز، ارتباط با همکلاسی­ها، نیازهای اساسی روانشناختی، مقیاس انگیزش تحصیلی، بهزیستی مدرسه و پرسشنامه هیجان­های تحصیلی، می­باشد. داده­ها با بهره­گیری از تحلیل عاملی تأییدی، محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شده است. نتایج بدست آمده نشان می­دهد اثر مستقیم حمایت معلم از خودفرمانی دانش­آموز، حمایت والدین از خودفرمانی دانش­آموز و ارتباط با همکلاسی­ها بر نیازهای اساسی روانشناختی اثر مستقیم و معنادار دارند. همچنین حمایت معلم از خودفرمانی دانش­آموز از طریق متغیرهای واسطه­ای پژوهش بر بهزیستی مدرسه اثر غیرمستقیم معناداری ندارد. اما اثر غیرمستقیم حمایت والدین از خودفرمانی دانش­آموز و ارتباط با همکلاسی­ها بر بهزیستی مدرسه معنادار است. اثر مستقیم خودفرمانی، پیوستگی، بی­انگیزگی تحصیلی و هیجان تحصیلی لذت از کلاس بر بهزیستی مدرسه معنادار است، و در آخر اینکه خودفرمانی، شایستگی، پیوستگی، انگیزش درونی تحصیلی و انگیزش بیرونی تحصیلی بر بهزیستی مدرسه اثر غیر مستقیم و معنادار دارند. بر این اساس می­توان نتیجه گیری کرد که نیازهای اساسی روانشناختی، خودتنظیمی انگیزشی و هیجان­های تحصیلی نقش واسطه­ای بین متغیرهای محیطی حامی خودفرمانی دانش­آموز و بهزیستی مدرسه ایفا می­کنند.
حمیده قائدی فر، محمدسعید عبدخدائی، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1392 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی احساس انسجام‌روانی در رابطه­ی سبک‌های دلبستگی با خودتنظیمی دانش‌آموزان انجام‌گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌­ی آماری شامل کلیه­ی دانش‌آموزان دختر پایه­ی دوم و سوم متوسطه شهرستان‌کازرون در سال ‌تحصیلی 91-90 به ‌تعداد 1319نفر بود، که 255 نفر به‌عنوان نمونه، با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل؛ پرسشنامه­ی سبک‌دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه­ی خودتنظیمی و مقیاس تجدید نظر شده­ی احساس انسجام فلنسبرگ بود. داده‌ها با بهره‌گیری از روش‌های همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک‌راهه، رگرسیون چندگانه و تحلیل‌مسیر و با استفاده از نرم‌افزار 16spss و Liseral مورد تجزیه و تحلیل قرار‌ گرفتند. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که سبک‌ دلبستگی ایمن و خودتنظیمی با میزان احساس انسجام‌ روانی رابطه­ی مستقیم و معنادار، و سبک ‌دلبستگی دوسوگرا با احساس انسجام‌ روانی و خودتنطیمی رابطه­ی منفی و معنادار دارند.  
جواد اژه ای، معصومه حاتمی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

هدف مطالعه بررسی علتهای تعلل ورزی با توجه به رویکرد شناختی، عاطفی و رفتاری است. لذا مدلی با توجه به متغیرهای شناختی، عاطفی و رفتاری و تعلل ورزی مورد آزمون قرار گرفته است. و تاثیر باورهای منطقی، نامنطقی باورهای امید، ناامیدی، خودکارآمدی تحصیلی، و خودتنظیمی بر تعلل ورزی مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه ای برابر با 900 نفر (447 زن و 453 مرد) از دانشجویان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب و به پرسشنامه تعلل ورزی سولومون و روثبلوم (1984)، مقیاس ناراحتی ناکامی هرینگتون (2005) برای اندازه گیری باورهای ناامیدی، پرسشنامه یادگیری خودتنظیم گرین و میلر (2004)، پرسشنامه خودکار آمدی میدلتن و میگلی(1997)، سیاهه باورهای غیرمنطقی کوپمنز و همکاران (1994)پاسخ دادند. روش تحلیل مسیر در دو مدل یکی با متغیرهای برون زای باورهای ناامید و نامنطقی و دیگری با متغیرهای برون زای باورهای امید و منطقی انجام شد و نتایج حاکی از برازش خوب مدل بود.میزان واریانس تبیین شده تعلل ورزی توسط باورهای ناامیدی، باورهای نامنطقی، خودکارآمدی و خودتنظیمی برابر 32/0 و میزان واریانس تبیین شده خودتنظیمی توسط باورهای ناامیدی، باورهای نامنطقی و خودکارآمدی 27/0 به دست آمد. میزان واریانس تبیین شده تعلل ورزی توسط باورهای امید، باورهای منطقی، خودکارآمدی و خودتنظیمی برابر 24/0 و میزان واریانس تبیین شده خودتنظیمی توسط باورهای امید، باورهای منطقی و خودکارآمدی 18/0 به دست آمد.
خانم زهرا حمزه لو کهریزی، دکتر سمیه جابری،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدل حباب زوجی بر همدلی و خودتنظیمی زناشویی زوجین انجام شد. طرح پژوهش براساس روش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام زوجین شهر اصفهان در سال 1403 بودند که 16 زوج به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه هشت زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه 180 دقیقه‌ای آموزش مدل حباب زوجی را دریافت کردند، اما گروه کنترل در معرض مداخله قرار نگرفتند. به منظور گردآوری داده‌ها در هر دو گروه آزمایش و کنترل، پرسشنامه خودتنظیمی رفتاری برای روابط کارآمد زوجین ویلسون و همکاران (2005) و مقیاس همدلی اساسی جولیف و فارینگتون (2006) در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش و آزمون فرضیه‌ها آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOA) بکار گرفته شد. پس از تائید پیشفرضهای آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره، یافته‌های پژوهش حاکی از اثربخشی مدل حباب زوجی بر همدلی و خودتنظیمی زناشویی بود. یافته‌ها نشان داد مدل غنیسازی حباب زوجی بر همدلی عاطفی به میزان 40 درصد و بر همدلی شناختی به میزان 38 درصد مؤثر بود. همچنین این میزان اثربخشی برای خودتنظیمی ارتباطی و تکاپوی ارتباطی به ترتیب 45 و 24 درصد بود. نتایج این پژوهش نشان داد مدل حباب زوجی به عنوان یک مدل غنی‌سازی نوظهور می‌تواند بر بهبود و ارتقاء مؤلفه‌های رابطه زوجین مؤثر باشد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb