343 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
دکتر علی شاه حسینی، دکتر سید نصراله سجادی، دکتر حسین رجبی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف این پژوهش، طراحی مدل برندسازی شخصی برای ورزشکاران نخبه رشتههای انفرادی با استناد به یافتههای تحقیقات قبلی بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و استراتژی داده بنیاد رویکرد گلیزر انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته با 18 نفر از قهرمانان ملی و بینالمللی و صاحبنظران حوزه بازاریابی ورزشی جمعآوری گردید که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند. فرآیند جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آنها با استفاده از نرمافزار مکس کیودا نسخه 2022 انجام پذیرفت. یافتههای پژوهش حاضر در سه محور اصلی عوامل مؤثر، راهبردهای توسعه و پیامدهای برندسازی شخصی دستهبندی شد. پس از تحلیل اولیه 251 گزاره، با 443 فراوانی نهایی برای دستهبندی آماده شد. این پژوهش چهار مفهوم اصلی در برندسازی شخصی را استخراج کرد و سه مقوله اصلی «عوامل محیطی»، «ویژگیهای فردی ورزشکاران» و «ویژگیهای عملکردی ورزشکاران» را به عنوان عوامل مؤثر شناسایی کرد. در بخش راهبردها، مقولههای «افزایش قابلیتهای فردی»، «تلاش برای عملکرد موفقیتآمیز» و «آموزش برندسازی» برجسته شدند، و پیامدهای برندسازی شخصی در دو مقوله «مثبت» (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، فردی، اجتماعی و ورزشی) و «منفی» دستهبندی گردید. پیامدهای برندسازی دارای ابعاد متعدد مثبت شامل فواید اقتصادی (درآمدزایی)، فردی (تبدیل به الگو)، اجتماعی (افزایش آگاهی عمومی) و ورزشی (ارتقای محبوبیت رشته) بود، درحالیکه عدم مدیریت صحیح میتواند منجر به پیامدهای منفی مانند جلبتوجه غیراخلاقی یا فساد شود. این تحقیق با تلفیق یافتهها، مدلی کاربردی برای برندسازی شخصی ورزشکاران رشتههای انفرادی ارائه میدهد.
مژگان فلاح، مهتا اسکندرنژاد، بهزاد بهزادنیا،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر خستگی ذهنی و بدنی بر توجه و عملکرد پرتاب آزاد در بسکتبالیستهای ماهر و مبتدی بود. این مطالعه به روش نیمهتجربی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون روی ۳۰ بسکتبالیست زن (۱۵ ماهر و ۱۵ مبتدی) انجام شد. برای القای خستگی ذهنی از نرمافزار استروپ پیچیده و برای خستگی بدنی از پروتکل خستگی ویژه بسکتبال استفاده شد. توجه انتخابی و توزیعشده و دقت پرتاب آزاد بهعنوان شاخصهای عملکرد اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که خستگی ذهنی در گروه مبتدی باعث کاهش معنادار در دقت توجه و عملکرد پرتاب آزاد شد، اما در گروه ماهر تأثیر خستگی ذهنی بر عملکرد پرتاب معنادار نبود. خستگی بدنی در هر دو گروه منجر به کاهش معنادار در دقت توجه و عملکرد پرتاب شد. یافتهها نشان میدهد که بازیکنان ماهر مقاومت بیشتری در برابر آثار منفی خستگی ذهنی دارند، اما خستگی بدنی همچنان عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. این نتایج اهمیت طراحی تمرینهای هدفمند برای ارتقاء عملکرد در شرایط خستگی را برجسته میکند.
حمید صالحی، فاطمه حیدرینسب،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ادراک دانشجویان ایرانی از طبقهبندی جنسیتی فعالیتهای ورزشی و تحلیل میزان توافق جمعی در این بازنماییهای اجتماعی انجام شد.
روششناسی: در این مطالعه توصیفیتحلیلی، ۱۹۱ دانشجو (۱۰۳ زن، ۸۸ مرد) با میانگین سنی ۶۱/۲۳ (انحراف استاندارد = ۰۴/۵) سال بهصورت داوطلبانه مشارکت کردند. ابزار پژوهش، پرسشنامهای شامل ۲۵ رشته ورزشی با مقیاس لیکرت ۷ درجهای (از کاملاً زنانه تا کاملاً مردانه) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون یو من–ویتنی جهت مقایسه بینگروهی و ضریب همبستگی درونطبقهای (ICC) برای سنجش میزان توافق استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد ۱۱ رشته در دسته مردانه، ۱۰ رشته در دسته خنثی و چهار رشته در دسته زنانه قرار گرفتند. اگرچه الگوی کلی طبقهبندی در هر دو جنس مشابه بود، مردان بهطور معناداری فعالیتها را مردانهتر از زنان ارزیابی کردند (p < .001). برخلاف پیشبینیها، میزان توافق کلی پایین بود (ICC = 0.13)و این میزان در مردان (ICC = 0.13) بیشتر از زنان (ICC = 0.07) بود، درحالیکه بیشترین توافق مربوط به ارزیابی زنان از ورزشهای زنانه بود (ICC = 0.53).
نتیجهگیری: یافتهها نشاندهنده همزمانی وجود الگوهای نسبتاً پایدار طبقهبندی و سطح پایین اجماع فردی است. این الگو بیانگر نوعی ناهمگونی در درونیسازی بازنمایی کلیشههای جنسیتی میان دانشجویان است. نوآوری پژوهش حاضر در ترکیب تحلیل طبقهبندی با شاخصهای توافق نهفته است که نشان میدهد اتکا صرف به مطالعه میانگینها بدون در نظر گرفتن میزان اجماع اجتماعی، تصویر ناقصی از پویاییهای جنسیتی ارائه میدهد. این نتایج بر ضرورت توجه به شاخص توافق در مطالعات جنسیت و ورزش تأکید دارد.