جستجو در مقالات منتشر شده


733 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

مسعود مینائی، سیلویا ترامبرند، محمد کمانگر، علیرضا کربلائی درئی، امیلیو پلویوتی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

بحران جهانی آب، با کمبود داده‌های مکانی دقیق در شاخص‌های فشار آبی مانند Baseline Water Stress (BWS)، چالش‌های جدی در سیاست‌گذاری و مدیریت منابع ایجاد کرده است. این پژوهش، با بهره‌گیری از الگوریتم XGBoost – به عنوان یکی از کارآمدترین روش‌های یادگیری ماشین برای مدل‌های رگرسیون – مقادیر گمشده BWS را در مقیاس جهانی تخمین می‌زند. متغیرهای کلیدی شامل رطوبت خاک، عوامل اقلیمی (بارش، دما، تبخیر-تعرق)، کاربری اراضی و ارتفاع، بر اساس داده‌های Aqueduct Water Risk Atlas 4.0 و منابع سنجش از دور انتخاب شده‌اند. مدل، با پیش‌پردازش جامع داده‌ها و تنظیم بهینه پارامترها، حدود ۷۱٪ واریانس داده‌های واقعی را توضیح می دهد(71/0= R2) با خطای متوسط مطلق (72/0= MAE)  و ریشه میانگین مربعات خطا (14/1= RMSE) در مقیاس 5-0 که عملکرد رقابتی نسبت به مطالعات پیشین نشان می دهد. تحلیل اهمیت ویژگی‌ها حاکی از برتری رطوبت خاک (35.41٪) به عنوان شاخص یکپارچه هیدرولوژیکی، اقلیم (24.58٪) به عنوان موتور چرخه آب، کاربری اراضی (18.30٪) و جمعیت (16.04٪) به عنوان عوامل انسانی، و ارتفاع (5.67٪) به عنوان متغیر توپوگرافی است. نقشه تکمیل‌شده BWS، الگوهای ناهمگون فشار آبی را برجسته می‌سازد: کانون‌های بحرانی در خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، و امنیت بالاتر در مناطق استوایی و معتدل. این مدل، ابزاری عملی برای سیاست‌گذاران در شناسایی مناطق پرریسک، توسعه سیستم‌های هشدار زودهنگام و برنامه‌ریزی پایدار منابع آب ارائه می‌دهد. محدودیت‌های واریانس باقیمانده (۲۹٪) بر لزوم ادغام داده‌های اقتصادی-اجتماعی و کالیبراسیون محلی تأکید دارد و گامی محوری در مقابله با بحران آب جهانی به شمار می‌رود.

دکتر محمد شالی، خانم حسنا امامزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

سکونتگاه‌های غیررسمی به‌عنوان یکی از مهمترین چالش‌های مدیریت شهری در کلانشهرهای ایران، نیازمند اتخاذ رویکردهایی نوین با تأکید بر مشارکت مردمی و نگرش اجتماع‌محور در حوزه برنامه‌ریزی و توسعه محلی هستند. در این چارچوب، دفاتر تسهیلگری با هدف آگاهی بخشی و توانمندسازی ساکنان، تقویت ارتباط میان نهادهای رسمی و جامعه محلی، و ارتقای شاخص‌های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در برخی از محلات غیررسمی تأسیس شده‌اند. با این حال، میزان اثربخشی این دفاتر در عمل کمتر به‌صورت ساختاری و تجربی ارزیابی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عملکرد دفاتر تسهیلگری در چهار محله کلانشهر تبریز، و با تمرکز بر رابطه آن با توانمندسازی، مشارکت اجتماعی و پیامدهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. داده‌ها به‌صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از میان 396 نفر از ساکنان محلات دارای دفتر تسهیلگری در سال ۱۴۰۱ گردآوری شد و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SmartPLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد عملکرد دفاتر تأثیر مستقیمی بر توانمندسازی با ضریب 907/0 و بر مشارکت محلی با ضریب 636/0 داشته است. مشارکت نیز نقش میانجی معناداری در ارتقای شاخص‌های اجتماعی با ضریب 438/0، شاخص‌های اقتصادی با ضریب 294/0 و شاخص‌های کالبدی با ضریب 266/0 ایفا کرده است. همچنین، اقدامات آموزشی، اطلاع‌رسانی شفاف و تعامل با نهادهای محلی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در فرآیند توسعه محله‌ای بودند. بر این اساس، یافته‌های پژوهش می‌تواند مبنایی برای بازنگری در سیاست‌گذاری‌های شهری و ایجاد نهادهای مشارکت‌محور در فرآیند بازآفرینی و توسعه سکونتگاه‌های غیررسمی قرار گیرد
غلامرضا براتی، عیسی دهقان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

پرفشار سیبری تاثیرات متفاوتی بر آب‌وهوای ایران دارد. گرمایش آب‌وهوا بویژه در سده اخیر، گمان تغییر شرایط زبانه‌های ایرانسوی پرفشار سیبری را مطرح کرد. در این پژوهش برای آزمون فرضیه یاد شده، نقشه‌های روزانه فشار هوا در تراز دریای آزاد برای 50 سال (1972 تا 2021) طی ماهی که پرفشار سیبری در نقشه‌های ترکیبی ماهانه، نمود قوی‌‌تری داشت؛ از پایگاه واکاوی داده‌‌های جوی NCEP/ENCAR بارگیری شد. انتخاب این ماه بر پایه بالاترین شدت فشار مرکزی این پرفشار (سنجه شدت) و بیشترین گسترش مکانی آن (سنجه مکانی) نسبت به 6 ماه دیگر بود. تفکیک محور زبانه‌های ایرانسوی پرفشار سیبری در چهار رده «زبانه پیوسته و رسیده»، «پیوسته و نارسیده»، «ناپیوسته و رسیده» و «ناپیوسته و نارسیده» و طراحی الگوهای همدید آنها، کاهشی آشکار در فراوانی زبانه‌های «پیوسته و رسیده» نشان داد. منظور از پیوستگی، مستقیم بودن زبانه و منظور از زبانه رسیده، زبانه‌ای است که تا مرزهای ایران و یا داخل ایران امتداد یافته باشد. بکارگیری دو معیار «پیشروی یکپارچه هوای سرد و خشک از کانون پرفشار به سوی ایران» و «احراز رسیدن زبانه پرفشار به مرزهای ایران و ورود آنها»، نشان داد هوای سرد و خشک از سه شاهراه، آسیای میانه را به سوی ایران می‌پیماید: 1 . شاهراه انتقال هوای سرد و خشک از دامنه‌های غربی رشته‌کوه آلتای، سپس جلگه توران و سرانجام ایران مرکزی. 2 . شاهراه انتقال هوا از جلگه زونگار در غرب چین، سپس پیمایش راستای رشته کوه تیان‌شان، افغانستان و سرانجام شمال استان سیستان‌وبلوچستان. 3. شاهراه انتقال هوا از بوته‌زارهای قزاقستان، دالان قفقاز (غرب دریای مازندران) و ورود به آذربایجان و پیشروی روی محور رشته‌کوه زاگرس. ارزیابی تغییرات فراوانی زبانه‌ها در 5 دهه تفکیک شده، گویای خلوت شدن هر سه شاهراه طی نیم سده اخیر است. این کاهش در شاهراه سوم یعنی دالان قفقاز که از ابتدا نیز از فراوانی پایین‌تری برخوردار بود، آشکارتر است.
دانشجو دکتری فرحناز خرم آبادی، استاد سیدابوالفضل مسعودیان، استادیار محمد صادق کیخسروکیانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

گرمایش جهانی یکی از چالش‌برانگیزترین پدیده‌های اقلیمی عصر حاضر است که با افزایش میانگین دمای آب‌ها و خشکی‌های زمین طی چند دهه‌ گذشته همراه بوده است در این پژوهش، به تحلیل جامع تغییرات زمانی و مکانی دمای بیشینه ایران طی چهار دهه گذشته با بهره‌گیری از داده‌های بازکاوی ERA5 پرداخته شده است.  در این پژوهش، داده‌های دمای بیشینه روزانه از فرآورده‌های ERA5 در قالب فایل‌های HDF5 استخراج و با استفاده از زبان پایتون پردازش شدند. برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) به‌منظور کاهش ابعاد و از روش خوشه‌بندی وارد برای تعیین نواحی همگن اقلیمی بر اساس شباهت عناصر آب‌وهوایی استفاده شد.میانگین بلندمدت دمای بیشینه کشور در این بازه زمانی 2/24 درجه سلسیوس برآورد شد و دامنه تغییرات آن از 4/0-تا 7/53 درجه سلسیوس نوسان داشته است. نتایج حاصل از هموارسازی سری زمانی داده‌ها، وقوع یک جهش دمایی معنادار در حدود سال ۱۳۷۷ را نشان داد که منجر به افزایش میانگین دمای بیشینه از ۲۳ به ۲۵ درجه سلسیوس شد. در بعد مکانی، دمای بیشینه به‌طور مستقیم تحت تأثیر ناهمواری، ارتفاع و عرض جغرافیایی قرار داشته و مناطق جنوبی و جنوب‌شرقی گرم‌ترین، و نواحی مرتفع غرب، شمال و شمال‌شرق کشور خنک‌ترین نقاط شناسایی شدند. نتایج تحلیل مؤلفه‌های اصلی نشان داد که دو مؤلفه نخست در ابعاد مکانی و زمانی، به ترتیب بیش از ۷۸٪ و ۹۳٪ از واریانس داده‌ها را تبیین می‌کنند و بر وجود الگوهای منسجم و قابل تفسیر اقلیمی دلالت دارند. همچنین،  در تحلیل خوشه‌بندی وارد داده‌ها درپنج خوشه مجزا، تنوع رفتار زمانی دمای بیشینه را در سطح کشور بازتاب داد.
 

مهندس لعیا خدام عباسی، دکتر احمد جامعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

گسترش شهرنشینی و جایگزینی سطوح طبیعی با مصالح مصنوعی سبب افزایش دما و شکل‌گیری پدیده جزیره حرارتی شهری می‌شود که پیامدهایی چون افزایش مصرف انرژی، تشدید آلودگی هوا و تهدید سلامت عمومی را به همراه دارد. این پژوهش باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر جزیره حرارتی شهری و ارائه راهکارهای مؤثر برای کاهش اثرات آن انجام شده است. پژوهش حاضر به روش مرور نظام‌مند و با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام‌گرفته است. برای این منظور، مقالات و مطالعات علمی مرتبط با موضوع از پایگاه‌های معتبر علمی استخراج و پس از طی مراحل غربال‌گری عناوین، چکیده‌ها و متن کامل، به‌صورت کیفی تحلیل شدند. در ادامه شاخص‌های مؤثر بر شدت جزیره حرارتی و راهکارهای کاهش آن تحلیل و طبقه‌بندی شدند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عواملی نظیر هندسه متراکم شهری، کاهش پوشش گیاهی و سطوح آبی، استفاده از مصالح با آلبدو پایین، طراحی ناکارآمد احجام و فضاهای شهری و ضعف تهویه طبیعی، نقش مهمی در تشدید جزیره حرارتی شهری دارند. در مقابل، راهکارهایی همچون بهینه‌سازی هندسه شهری، توسعه فضاهای سبز و آبی، به‌کارگیری مصالح سرد و پایدار، ارتقا تهویه طبیعی و استفاده از راهکارهای معماری اقلیم محور می‌توانند به طور مؤثر موجب کاهش دمای محیط، بهبود عملکرد انرژی ساختمان و ارتقای محیط‌های شهری شوند. نتایج نشان می‌‌دهد که ترکیب فناوری‌های نوین، راهکارهای بومی و مدیریت پایدار شهری می‌‌تواند شدت اثر جزیره حرارتی را کاهش دهد و با بهینه‌سازی مصرف انرژی، کیفیت زندگی ساکنان را بهبود ببخشد.

خانم فاطمه شرفی، خانم دکتر فرزانه ساسان پور، بن جاریحانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

تاب‌آوری اکولوژیکی شهری در کلان‌شهر تهران به دلیل چالش‌های اقلیمی و زیست‌محیطی یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست‌گذاری شهری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاب‌آوری اکولوژیکی تهران بر اساس خدمات اکوسیستمی تنظیم‌کننده و متغیرهای محیطی و انسانی انجام شد. برای این منظور، از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی چندمقیاسی(MGWR)  و شاخص‌های یازده گانه تاب‌آوری شهری  (CLI)استفاده گردید. نتایج نشان داد پوشش گیاهی NDVI) ) با ضریب مثبت و پراکندگی اندک، اثر یکنواخت و تعیین‌کننده‌ای بر CLI دارد و اهمیت سبزینگی در ارتقای تاب‌آوری اکولوژی شهری را تأیید می‌کند. سرانه فضای سبز با ضریب مثبت اندک، تأثیر محدود اما معنی‌دار بر تاب‌آوری داشت که بیانگر توزیع نامتوازن آن در سطح محلات است. متغیرهای ژئومورفولوژیک نظیر شیب زمین و نرخ فرونشست، اثر منفی پایدار بر CLI نشان دادند. زیرساخت‌های حمل‌ونقل، به‌ویژه فاصله از مترو و BRT، رابطه مثبت با CLI داشتند، هرچند این رابطه بازتاب تراکم جمعیتی و فعالیت‌های اقتصادی در محورهای پرتردد است. در حوزه کیفیت هوا، CO اثر منفی قابل‌توجه و NO₂ و SO₂ اثر مثبت اندکی بر CLI داشتند، در حالی که PM₁₀ تأثیر معناداری نشان نداد. نتایج همبستگی پیرسون حاکی از نبود همبستگی بالاتر از ۰٫۲۰ میان متغیرها و CLI بود که نشان‌دهنده نقش مکمل و چندعاملی شاخص‌های زیست‌محیطی و کالبدی در شکل‌گیری تاب‌آوری شهری است. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که ارتقای تاب‌آوری اکولوژیکی شهری تهران مستلزم رویکردی سیستمی و چندبعدی است. سیاست‌گذاری در این زمینه باید بر توسعه سبزینگی فراگیر، بازطراحی بافت‌های فشرده، و توسعه حمل‌ونقل سبز و پایدار متمرکز باشد.

سبحان الله سبحانی، رضا شهبازنژاد، سید علی منوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده


افغانستان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همواره درمرکز رقابت قدرت‌های جهانی قرار داشته است، پس ازخروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱، این کشور به عرصه‌ای برای رقابت میان چین، روسیه، آمریکا، ایران، هند و پاکستان تبدیل شده است. این پژوهش با استفاده ازنظریه موازنه قوا ونظریه هارتلند مکیندر، نقش این رقابت‌ها را درتحولات امنیتی، اقتصادی وسیاسی افغانستان مورد بررسی قرار می‌دهد، این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش است‌که چگونه رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های جهانی بر امنیت، سیاست و اقتصاد افغانستان پس ازخروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ تأثیر گذاشته است؟ رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های جهانی (چین، روسیه، آمریکا، ایران، هند و پاکستان) موجب افزایش وابستگی اقتصادی افغانستان، تشدید رقابت‌های نیابتی وپیچیدگی درسیاست داخلی این کشورشده ومانعی برای ایجاد ثبات پایدار در افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ بوده است.
چین ازطریق سرمایه‌گذاری‌های کلان والحاق افغانستان به طرح کمربند و راه(BRI) به دنبال تقویت نفوذ اقتصادی و تأمین‌منافع استراتژیک خوداست، روسیه برجنبه‌های امنیتی ومهارتهدیدات تروریستی تأکید دارد ودرتعامل محتاطانه‌ای با طالبان قرار دارد. درمقابل‌آمریکا سعی دارد ازطریق تحریم‌های اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و همکاری با بازیگران منطقه‌ای از قدرت‌گیری بیشتر طالبان و نفوذ چین و روسیه جلوگیری کند. ایران، هند و پاکستان نیز با اهداف متفاوتی درافغانستان فعالیت دارندکه باعث پیچیدگی بیشتر درتعاملات منطقه‌ای شده است، نتایج این پژوهش نشان می‌دهدکه رقابت قدرت‌های جهانی منجر به افزایش وابستگی اقتصادی افغانستان، تشدید رقابت‌های نیابتی و ایجاد چالش‌های جدید درسیاست داخلی طالبان شده است.
 

دکتر تقی طاوسی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت داخلی ساختمان‌های شهری و میزان سازگاری آنها با اقلیم محلی زاهدان انجام شده است؛ در این راستا، خانه‌های سازمانی اساتید دانشگاه سیستان و بلوچستان به عنوان نمونه انتخاب گردید. تحلیل داده‌های اقلیمی شامل دما، رطوبت نسبی، باد و تابش خورشیدی در بازه زمانی ۱۳۶۱ تا ۱403 و محاسبه زاویه، ارتفاع و شدت تابش خورشید با استفاده از توابع ریاضی، زمینه‌ساز تدوین تقویم زیست‌اقلیمی ماهانه زاهدان بر اساس معیارهای کوران هوا، فعالیت بدنی و نوع پوشاک شد. نتایج نشان داد که با تنظیماتی مانند باز یا بسته بودن پنجره‌ها و انتخاب نوع پوشاک، می‌توان در ماه‌های مختلف سال شرایط آسایش زیستی فضای داخلی را فراهم ساخت؛ به‌ویژه در ماه‌های سرد با بهره‌گیری از تابش خورشید و پوشاک گرم، و در ماه‌های گرم با استفاده از کوران نسیم ملایم. توجه به طراحی داخلی مساکن متناسب با اقلیم نه‌تنها موجب ارتقاء آسایش و سلامت ساکنان می‌شود، بلکه از نظر اقتصادی و کاهش مصرف انرژی نیز حائز اهمیت است.
آقا محمدرضا رهنما فلاورجانی، دکتر عبداله سیف، دکتر حجت اله بیرانوند،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

سیرک­های یخچالی به عنوان یکی اَز لندفرم­های تیپک قلمروهای یخچالی محسوب می شوند و  شاخص مهمی در ردیابی اقلیم دیرینه محسوب می­شوند. شناسایی دقیق و آنالیزهای مورفومتریک و آلومتریک سیرک­ها باعث تفکیک و تمیز آن ها از دیگر عوارض شبه سیرک خواهد شد. هدف این پژوهش؛ شناسایی، طبقه بندی و تحلیل پارامترهای مورفومتریک و آلومتریک سیرک­های یخچالی ارتفاعات دنا در استان کهکیلویه و بویراحمد است. پس از شناسایی 27 زیر حوضه یخچالی تعداد 77 سیرک یخچالی در منطقه شناسایی و در روی نقشه شیب کلاس بندی شده به دو فرمت خطی و پلیگونی ترسیم شدند. عملیات رده بندی سیرک­ها بر مبنای روش های ویلبورگ و رودبرگ، ایوانس و کوکس انجام پذیرفت. برای مورفومتری این سیرک­ها از پارامترهایی چون (L)، (W)، (H)، (L/W)، (L/H)، (W/H) و اندازه سیرک استفاده شده و خصیصه­های مورفومتریک آن­ها بررسی شده است. بر اساس نتایج تحقیق تعداد 37 سیرک رده N1، تعداد 15 سیرک رده N2، تعداد 20 سیرک رده N3، تعداد 5 سیرک رده N4 در این ارتفاعات وجود دارد. ضریب b بر روی محور طولی و عرضی سیرک­های رده N3,N2,N1 بیشتر از یک است. در نتیجه رفتار آلومتری و ایزومتری در این ارتفاعات برای سیرک­های این رده مثبت است. همچنین میانگین ضریب b بر روی محور طولی سیرک­های رده N4 و میانگین ضریب a بر روی محور عرضی سیرک­های این رده کمتر از 1 است. در نتیجه در این ناهمواریها برای هر دو ضریب 1>B و A<1 است. در نتیجه رفتار آلومتری و ایزومتری در این ارتفاعات برای سیرک­های رده N4 منفی است.
 

فاطمه نامی فرد، علیرضا انتظاری، عبدالرضا کاشکی، محمد باعقیده، ملیحه زعفرانیه،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی رابطه پارامترهای آب‌وهوایی، شامل دما و آلودگی هوا، با ناهنجاری‌های رفتاری نظیر پرخاشگری و رفتارهای تکانشی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام گرفت. جامعه آماری شامل کودکان اوتیسم ۴ تا ۱۳ ساله مراجعه‌کننده به مراکز روزانه آموزشی–توانبخشی ویژه افراد دارای اختلال طیف اوتیسم استان خراسان رضوی بود. از میان جامعه آماری، ۱۸۶ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان شهیم (۱۳۸۵)، مقیاس تکانشگری هیرسچفیلد و همکاران (۱۹۶۵) و مقیاس تشخیص اوتیسم گیلیام (۱۹۹۴) استفاده شد. داده‌های اقلیمی و کیفیت هوا از منابع معتبر محلی استخراج و با داده‌های رفتاری همبسته گردید. یافته‌ها نشان داد بین دما و آلودگی هوا با سطوح پرخاشگری و رفتارهای تکانشی کودکان اوتیسم رابطه معناداری وجود دارد. نتایج این مطالعه بر اهمیت توجه به عوامل محیطی و اقلیمی در مدیریت و طراحی مداخلات توانبخشی برای این کودکان (اوتیسم) تأکید می‌کند.

آقای نظام تنی، آقای کمال امیدوار،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

الگوهای دورپیوند بر بسیاری از پارامتر های اقلیمی از جمله بارش، دما و به دنبال آن بر پوشش برف و نوسانات این عنصر حیاتی تاثیر گذار است. هدف از این پژوهش بررسی اثر 29 الگوی دورپیوندی منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای بر تغییرات مکانی و زمانی پوشش برف حوزه آبریز رودخانه مارون است. این حوزه به‌عنوان منبع حیاتی تأمین آب شرب، کشاورزی و زیست‌محیطی جنوب‌غرب ایران، طی دهه‌های اخیر با نوسانات شدید هیدرولوژیکی از جمله خشکسالی‌ها و سیلاب‌ها مواجه بوده است. ازاین‌رو شناخت عوامل اقلیمی مؤثر بر آن برای مدیریت منابع آب و پیش‌بینی نوسانات اقلیمی ضروری است. برای این منظور، داده‌های روزانه پوشش برف حاصل از سنجنده MODIS ماهواره TERRA طی دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ از سامانه گوگل ارث انجین استخراج شد. شاخص نرمال‌شده تفاضلی پوشش برف (NDSI) با آستانه 4/0 برای تفکیک نواحی برفی به‌کار رفت و داده‌ها در مقیاس‌های ماهانه و دوره سرد تجمیع شدند. از طرفی،داده های ۲۹ شاخص دورپیوندی از جمله ENSO، NAO، PDO، TSA، TNA، EPO، SCA، AAO و SOLAR از پایگاه NOAA دریافت و روابط آن‌ها با پوشش برف با استفاده از همبستگی پیرسون تحلیل گردید .نتایج نشان داد برخی از شاخص‌ها از جمله TSA ،EPO، TNA، ESPI، RMM2، WARMPOOL، PBO و OSI بیشترین همبستگی منفی را با پوشش برف داشتند. همچنین شاخص PDO، PNA، MEIVE2و الگوهای NINO در مناطق مختلف در فاز گرم خود به صورت همزمان و تأخیری با افزایش وسعت پوشش برف والگوی SCA در دوره بهار سبب تقویت پوشش برف شد. به‌طور کلی، تغییرات برف حوزه مارون تحت‌تأثیر ترکیب نوسانات اقیانوسی–جوی و تابش خورشیدی است؛ به‌ویژه در فصول سرد و گذار فصلی مشهود تر است. بنابراین تحلیل هم‌زمان شاخص‌های دورپیوندی و تابشی می‌تواند مبنایی برای پیش‌بینی تغییرات هیدرولوژیکی و مدیریت پایدار منابع آبی حوزه مورد نظر را فراهم آورد.

صادق صالحی، حدیث فعلی، احمد رضایی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

در سال‌های اخیر، بحران آب در ایران از سطحی محیط‌زیستی فراتر رفته و به مسئله‌ای چندبعدی تبدیل شده است. شرق استان مازندران، با وجود برخورداری از منابع سطحی قابل‌توجه، درگیر تضادهای محلی بر سر دسترسی و توزیع آب میان روستاهای بالادست و پایین‌دست است؛ تضادهایی که فراتر از کمبود منابع، بازتابی از بی‌عدالتی ادراک‌شده، از‌بین‌رفتن اعتماد و تغییر در پیوندهای اجتماعی محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف درک و تفسیر تجربه زیسته مردم از تضاد اجتماعی آب در این منطقه، با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شده‌است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساخت‌یافته با 20 نفر(۱۵ نفر از ساکنان روستاهای درگیر در مناقشه آبی و 5 نفر ازخبرگان) گردآوری و به روش تحلیل تماتیک سه ‌سطحی تحلیل شده‌اند. برای تحلیل داده‌ها، روش تحلیل شبکۀ مضمونی به کار رفت و در فرایند شش مرحله‌ای تحلیل داده‌ها، یک شبکۀ تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکۀ مضمونی،15تم بنیادین به3تم سازمان دهندۀ (الف) «بی‌عدالتی در جریان آب، بی‌اعتمادی در روابط»، (ب) «اضطراب محیط‌زیستی» و (ج) «گسست اجتماعی و فروپاشی همبستگی محلی» و یک تم فراگیر «تضاد اجتماعی آب» تقلیل یافت. این مضامین حاکی از آن است که تضاد بر سر آب، نه‌ تنها منبعی برای نزاع‌های مادی، بلکه محرکی برای دگرگونی‌های عمیق در احساس تعلق، اخلاق هم‌زیستی و اعتماد اجتماعی است. براین‌اساس، نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های مدیریت منابع آب با تأکید بر عدالت ادراک‌شده، گفت‌وگوی میان‌روستایی و ملاحظه ابعاد اجتماعی و فرهنگی در طرح‌های سازگاری با کم‌آبی تأکید دارد.
 

خانم نازک حسین اسد، دکتر داریوش یاراحمدی، دکتر حمید میرهاشمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

پدیده ENSO به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نوسان‌های بین‌سالانه در سیستم زمین ـ جو محسوب می‌شود که نقش قابل‌توجهی در تغییرات بارش مناطق مختلف جهان برعهده دارد. در این مطالعه به‌منظور شناسایی رابطه چندمقیاسی بین فازهای مختلف ENSO و تغییرات بارش ماهانه کشور عراق از شاخص ماهانه Niño3.4 و آنالیز موجک گسسته با بیشینه همپوشانی (MODWT) و آنالیز موجک پیوسته مورلت استفاده شد. به این ترتیب، نخست با تجزیه چندنمایشی سیگنال بارش ماهانه 16 ایستگاه واقع در عراق (1990-2020) تا شش (6) سطح فرکانسی (مقیاس زمانی ماهانه تا چندین ساله) مشخص شد که سیگنال بارش تمامی ایستگاه‌ها از الگوی رفتاری نسبتاً مشابه با دامنه نوسان‌های متفاوتی پیروی می‌کنند. بدین ترتیب که دامنه نوسان‌های بارش در مقیاس‌های زمانی ماهانه و فصلی برای ایستگاه‌های شمالی و کوهپایه‌ای (کرکوک، موصل و خانقین) شدیدتر از سایر مناطق عراق بوده که نشاندهنده فاصله کمتر بین ماه بارشی با ماه خشک در مناطق شمالی عراق است. همچنین روند کلی سیگنال A6 تمامی ایستگاه‌ها برای بازه زمانی 1995-2010 کاهشی بوده که شدت این روند در مناطق جنوبی و مرکزی عراق شدیدتر از منطقه شمالی است. نتایج تحلیل همبستگی و همبستگی موجکی چندمقیاسی نشان از رابطه مثبت و چندمقیاسی بین پدیده ENSO و بارش ماهانه عراق دارد که با کاربرد آزمون معناداری سوروگیت مشخص شد که این رابطه برای سطوح 1 تا 3 موجکی معنادار نیست و تنها برای مقیاس‌های زمانی 5/1 -3 سال و 5/2-5/5 سال (سطوح 4 و 5 موجکی) معنادار است. بنابراین بارش‌های عراق با رخداد ال‌نینیو یا فاز گرم ENSO، گرایش به افزایش و با رخداد لانینیا (فاز سرد)، گرایش به کاهش دارند.

سجاد منفرد، دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر علی شماعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

فضا تولید اجتماعی است و دوگانگی فضای شهری بازتاب‌دهنده دوگانگی اجتماع شهر در ابعاد مختلف است. در شهر تهران رشد نامتوازن و تمرکز توسعه و امکانات در بخش­هایی از شهر، موجب شکل‌گیری الگوی نابرابر کیفیت زندگی و تبدیل آن به فضایی طبقاتی شده است. از این­رو هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی نمودهای فضایی دوگانگی شهری در کلان‌شهر تهران و شناسایی الگوهای فضایی نابرابری در سطح مناطق شهر است. این تحقیق روشی توصیفی تحلیلی داشته و  محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، مناطق 22­گانه شهرداری تهران است. داده‌ها و اطلاعات  مربوط به 45 شاخص مورد بررسی، از نتایج سرشماری­ عمومی نفوس و مسکن سال­ 1395 و همچنین سالنامه­های آماری سال­های 1398 تا 1401 شهرداری تهران به‌دست آمده و از تکنیک تصمیم­گیری چند معیاره CORASO  و شاخص خودهمبستگی فضایی موران به‌ترتیب برای رتبه‌بندی برخورداری و بررسی روابط فضایی میان مناطق استفاده شده است.
 یافته‌های پژوهش نشان می­دهد که ساختار فضایی شهر تهران با نوعی دوگانگی مواجه است که به‌صورت شکاف میان مناطق شمالی و جنوبی شهر نمود یافته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل CORASO، پهنه شمالی شهر تهران، از جمله مناطق 1 و 3 با امتیازات25313/0، 17013/0 و 12703/0 دارای بالاترین سطوح برخورداری بوده و در مقابل، پهنه جنوبی، به‌ویژه مناطق 17 با امتیاز 25313/0- ، منطقه 10(23450/0-) و منطقه 18 (22924/0-)  در زمره مناطق کم‌برخوردار قرار دارند. همچنین مقدار شاخص موران برابر با 433510/0  می­باشد که از یک سو بیانگر وجود همبستگی فضایی بین مناطق بوده و از سوی دیگر نشانگر داشتن الگوی خوشه­ای است. به این معنا که مناطق برخوردار تمایل دارند در مجاورت یکدیگر خوشه‌هایی از توسعه‌یافتگی ایجاد کنند، در حالی‌که مناطق کم‌برخوردار نیز به ‌صورت خوشه‌هایی از محرومیت در نواحی جنوبی شهر پدیدار شده‌اند. این وضعیت بازتابی از تمرکز تاریخی منابع، خدمات و سرمایه‌گذاری‌ها در نواحی شمالی شهر و محرومیت نسبی مناطق جنوبی است.

نرجس سادات حسینی نصرآبادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

با توجه به جایگاه محوری شهرها در سلسله مراتب قدرت فضایی، شناسایی عوامل بنیادین تأثیرگذار بر تکوین، توسعه و پایداری آنها از ضروریات جغرافیای سیاسی معاصر است. در این میان، «اقلیم» نه یک متغیر محیطی صرف، بلکه یک عامل ژئوپلیتیک تعیین‌کننده در سازمان فضایی شهرها می باشد. این پژوهش با هدف نظریه‌پردازی در حوزه جغرافیای سیاسی شهری، از روش داده‌بنیاد زمینه‌مند بهره گرفته و با استفاده از راهبرد تلفیقی شامل مطالعات اسنادی نظام‌مند و داده‌های میدانی، به کشف و تبیین الگوهای سازمان فضایی شهر در تعامل با مؤلفه‌های اقلیمی پرداخته است. فرآیند کدگذاری سه‌مرحله‌ای منجر به استخراج مفاهیم پایه، مقوله‌های محوری و در نهایت پارادایم شهر اقلیم‌بنیاد شده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب مفهومی نوین است که می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی‌های آتی شهری قرار گیرد و به تبیین نقش مؤلفه‌های اقلیمی، در گونه‌شناسی شهری، برنامه‌ریزی آمایش سرزمین و تدوین سیاست‌های توسعه شهری بپردازد. یافته‌ها مؤید آن است که اقلیم نه تنها بر شکل کالبدی (الگوی معماری بادگیرهای یزد) و کارکردی شهر، بلکه بر راهبردهای کلان سیاسی (الگوی مهاجرت‌های اقلیمی) و برنامه‌ریزی‌های توسعه (استانداردهای ساختمان‌سازی سبز) اثر مستقیم دارد. بر این اساس، این مقاله استدلال می‌کند که شهرهای آینده، مولفه‌های قدرت و مزیت رقابتی خود را بر پایه شاخص‌هایی چون امنیت آبی، تاب‌آوری اقلیمی و دسترسی به انرژی پاک بازتعریف خواهند کرد. در نتیجه، نظریه «شهر اقلیم‌بنیاد» به عنوان یک چارچوب مفهومی نوین، می‌تواند عرصه جدیدی را در ادبیات علمی جغرافیای سیاسی شهر و برنامه‌ریزی فضایی بگشاید و نقشه ژئوپلیتیک شهرهای قرن بیست و یکم را ترسیم نماید.
 
دکتر مهدی علمی، خانم ریباز قربانی نژاد، دکتر محمد اخباری، خانم اعظم یوسفی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

چکیده
ترکیه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه در نقطه تلاقی آسیا، اروپا و خاورمیانه، یکی از بازیگران کلیدی در تحولات آینده غرب آسیا محسوب می‌شود. با این حال، در ادبیات موجود بیشتر پژوهش‌ها به توصیف سیاست خارجی آنکارا محدود شده و کمتر به تحلیل آینده تحولات ژئوپلیتیکی با استفاده از رویکردهای نظام‌مند آینده‌پژوهی پرداخته‌اند. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری واقع‌گرایی ژئوپلیتیکی در تعامل با رهیافت آینده‌پژوهی سناریومحور، درصدد پرکردن این خلأ است. روش تحقیق ترکیبی و از نوع توصیفی–تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان مسائل ترکیه و همچنین تحلیل منابع اسنادی گردآوری شده است. برای شناسایی پیشران‌ها و عدم قطعیت‌های اصلی از روش دلفی بهره گرفته شد و سپس با استفاده از مدل تحلیل چشم انداز و تحلیل متقاطع، سناریوهای آینده ترسیم گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که آینده ژئوپلیتیکی آناتولی بزرگ در پرتو هفت سناریوی اصلی شکل خواهد گرفت که مهم‌ترین آنها عبارتند از: تشدید رقابت هیدروپلیتیکی میان ترکیه، عراق و سوریه؛ افزایش نقش‌آفرینی ترکیه در قفقاز جنوبی در پرتو همگرایی با جمهوری آذربایجان؛ تداوم واگرایی در روابط آنکارا با تهران به‌ویژه در حوزه انرژی و مسائل کردی و کریدوری. نتایج نشان می‌دهد که سیاست خارجی ترکیه در مواجهه با این سناریوها عمدتاً بر سه محور استوار خواهد بود: توسعه صنعت دفاعی و افزایش عمق راهبردی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های ترانزیتی و انرژی برای تبدیل شدن به چهارراه ژئواکونومیک منطقه و تداوم سیاست نئوعثمانی‌گرایی با هدف کسب هژمونی منطقه‌ای. بنابراین، مطالعه حاضر ضمن ارائه تصویری نظام‌مند از آینده‌های محتمل، می‌تواند به درک دقیق‌تر فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌روی کشورهای همسایه ترکیه در فلات آناتولی کمک کند و مبنایی برای طراحی راهبردهای واقع‌بینانه‌تر در حوزه سیاست خارجی و امنیت منطقه‌ای باشد

دکتر حمیده اسفندیاری مهنی، دکتر محمد سلیمانی مهرنجانی، دکتر تاج الدین کرمی، دکتر موسی کمانرودی کجوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر چرخه‌های ایدئولوژی و تغییرات گفتمان‌های سیاسی بر شکل‌گیری و تحول فضایی محله لاله‌زار – فردوسی شهر تهران در دوره پیشامشروطه و مشروطه می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت زمینه‌ها و فرایندهای اثرگذار گفتمان‌های سنتی و مدرن بر سازمان فضایی و کالبدی این محله است. پژوهش از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی بوده و با رویکرد تاریخی – تحلیلی و بهره‌گیری از روش اسنادی و راهبرد پس‌رویدادی انجام شده است. داده‌ها از طریق اسناد تاریخی، نقشه‌ها، گزارش‌های رسمی و منابع مکتوب گردآوری شده و با رویکرد تحلیل گفتمان فضایی تفسیر شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که شکل‌گیری محله لاله‌زار – فردوسی در دوره قاجار حاصل برهم‌کنش دو گفتمان مسلط سنتی (دوره پیشامشروطه) و گفتمان مدرن نوسازی (دوره مشروطه) بوده است. نمودهای فضایی گفتمان‌های سیاسی در این محله در قالب استقرار سازه‌ها و نهادهایی چون مطبعه فاروس (گفتمان آزادی بیان)، ایجاد نظمیه و پلیس (گفتمان حاکمیت قانون)، سفارتخانه‌ها و وزارت خارجه (گفتمان روابط دولت – ملت)، باغ‌شاه، میدان مشق، قورخانه و تلگراف‌خانه (گفتمان قدرت و تفکیک قوا) و همچنین تأسیس بانک شاهی، پست و تلگراف، تماشاخانه، سینماگراف، پارک و خیابان‌سازی مدرن و استفاده از چراغ گاز (گفتمان نوسازی) تجلی یافته است. بر این اساس، دو نیروی سنت و نوگرایی به‌طور هم‌زمان و گاه در تقابل با یکدیگر، هسته‌های اولیه زایش کالبدی، کارکردی و سیمای نوین محله لاله‌زار– فردوسی را پدید آورده‌اند.
 

دکتر تاج‌الدین کرمی، آقای وحید خشنا مستعلی بیگلو، خانم هدیه مولایاری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

در سال‌های اخیر «شهر» به‌عنوان اصلی‌ترین سکونتگاه انسانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. شهرها به مثابه موتور رشد و کانون عمده چالش‌های فزاینده توسعه در ابعاد محیط‌زیستی، اجتماعی- اقتصادی، سیاسی- نهادی، کالیدی- فضایی و ... وجوه پیچیده و متنوعی یافته و مطالعه شهر را به حوزه‌ای پیچیده و میان‌رشته‌ای تبدیل کرده است. ایران نیز کشوری است که روند شهری‌شدن سریع خود را پس از نیمه دوم قرن بیستم آغاز، تسریع و به انجام رسانده است. با این وجود، گسترش مطالعات نظام‌مند شهری در موضوع شهر و ابعاد حیاتی آن با تأخیر گسترش یافت. هدف مقاله حاضر مرور نظام‌مند پژوهش‌های منتشر شده دارای نمایه‌های معتبر بین‌المللی است.  به این منظور تمامی مقالات مربوط به موضوع «شهرهای ایران» در پایگاه علمی اسکوپوس 1964 تا 2026 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت استخراج و مصورسازی یافته‌ها از ابزارهای کتابخانه Bibliometrix در محیط برنامه‌نویسی Rstudio و VOSviewer که بتوانند یافته‌های مناسب‌تری را ارائه بدهند، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر حجم پژوهش‌ها در خصوص شهرهای ایران به‌طور قابل‌توجهی گسترش یافته است. بر این اساس محققان فعال در زمینه‌های تخصصی بهداشت محیط، زمین‌شناسی و اپیدمولوژی نقش پررنگی در انتشار پژوهش‌های خود در مجلات دارای نمایه بین‌المللی داشته‌‌اند. اما نقش رشته‌هایی که به طور تخصصی به مطالعه شهر می‌پردازند (مانند شهرسازی، برنامه‌ریزی شهری، مدیریت شهری، معماری و ...) کم‌‌رنگتر بوده است. به علاوه تحلیل هم‌رخدادی کلمات کلیدی نیز در زیرنظام مسائل طبیعی- اکولوژیک، اجتماعی- سلامتی، سیاسی- مدیریتی و کالبدی- فضایی نشان می‌دهد که مقاله‌های منتشرشده عمدتاً بازتاب‌دهنده مسائل و چالش‌های شهری ایران بوده و کمتر به بیان نوآوری‌ها و راحل‌های نوآورانه برای حل مسائل پرداخته‌اند. 
دکتر سیدابوالفضل مسعودیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

وردش در سرشت آب و هواست. وردش دما می‎تواند آشکارترین نماد تغییر اقلیم باشد. وردش دما ممکن است تصادفی، چرخه‎وار، روندی یا جهشی باشد. بسته به این که وردش دما از چه نوعی باشد می‎تواند پیامدهای زیست‎محیطی، اقتصادی، اجتماعی، و امنیتی گوناگونی به دنبال داشته باشد. روند دما در مقیاس جهانی و در ایران موضوع مطالعات گسترده‎ای بوده است. پژوهشگران زیادی روند افزایش دما در مقیاس جهانی را تأیید کرده‎اند و گرمایش جهانی تقریباً پذیرش همگانی یافته است. روند افزایش دما در ایران نیز در مقالات بسیاری گزارش شده است. به دلیل تفاوت داده‎ها و روش‎هایی که در بررسی روند دما در ایران به کار گرفته شده مقایسه نتایج آنها آسان نیست. از سوی دیگر چون بسیاری از این بررسی‎ها ایستگاه محور بوده‎اند یعنی بر پایه داده‎های ایستگاهی انجام شده‎اند از کنار هم چیدن آنها نیز نمی‎توان تصویری جامع از وضعیت روند دمای ایران به دست آورد. افزون بر این گاه نتایج این بررسی‎ها با یکدیگر ناسازگار است. اگر این دشواری‎ها را کنار بگذاریم با این که روند دما زیاد بررسی شده اما جهش در داده‎های دمای ایران کم‎تر بررسی شده است. در این پژوهش به کمک داده‎های ایستگاهی، داده‎های شبکه‎ای اسفزاری، IMDAA  ، و ERA5   نشان داده‎ایم که دمای کمینه و بیشینه ایران بیش از آن که روند را تجربه کرده باشد دستخوش جهش شده است. به ویژه دمای بیشینه در سال 1377 جهش معناداری پیدا کرده است. همه منابع داده به کار رفته در این پژوهش زمان جهش دمای بیشینه را در زمان تقریباً یکسانی تأیید می‎کنند.

جعفر جوان، مهدی سقایی،
دوره 1، شماره 1 - ( 7-1381 )
چکیده

امروزه گردشگری به عنوان یک صنعت پویا، با ارزش‌ها و دیدگاه های خاص خود، اهمیت بــسیاری در اقتصاد یافته است. این صنعت ضرایب بالایی را در، درآمدزایی، اشتغال زایی و انباشت سرمایه‌ دارا می‌باشد که خود از کنش متقابل اجزای تشکیل دهنده آن ناشی می‌شود. بر این مبنا جاذبه‌های طبیعی در چارچوب عرضه محصول گردشگری، با توجه به رشد 20 درصدی طبیعت‌گردی در دهه‌های آینده قرن حاضر از جایگاه خاصی برخوردار است. سرزمین ایران با داشتن توان‌های مطلوب و زیاد طبیعی در زمینه‌های ژئومورفولوژیکی، ژئولوژیکی، هیدرولوژیکی، اقلیم و حیات گیاهی و جانوری، توانایی توسعه این صنعت جهت دستیابی به گردشگری پایدار را در صورت ترسیم راهبردهای آینده دارا می‌باشد. از این رو شناسایی گونه‌هایی بر پایه توان‌های محیطی در سطوح ملی و فراملی برای خلق راهبردهای گردشگری ضروری است؛ تا زمینه‌های کسب درآمد ارزی، اشتغال زایی و همچنین شادابی جمعیت جوان جامعه و پاسخگویی به تقاضای آنان را مهیا نماید. در این مقاله سعی شده تا به اختصار این مباحث مورد بررسی قرار گیرد.

صفحه 3 از 37     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)