733 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
علی اکبر سالاری پور، بنیامین حسن زاده باغی، امیرحسین نوربخش، زهرا سیف ریحانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در دنیای امروزی با توجه به فراگیرشدن اینترنت و اطلاعات الکترونیکی، یکی از وظایف مدیریت شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، دسترسی و استفاده مطلوب آنان به خدمات الکترونیک شهری است. این خدمات به دلیل کاهش نیاز به حرکت فیزیکی
شهروندان، کاهش ترافیک و آلودگی و افزایش دسترسی به خدمات، میتوانند به بهبود وضعیت جغرافیایی شهر کمک کنند. اما چنانچه مدیریت شهری نتواند در بکارگیری و پیادهسازی این نوع از خدمات، به نحو مناسب ایفای نقش نماید، نگرش منفی نسبت به خدمات الکترونیک در شهروندان شکل میگیرد. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی تاثیر عملکرد مدیریت شهری بر کیفیت زندگی و قصد رفتاری استفاده از خدمات الکترونیک شهری با تاکیدبر رضایت شهروندان در کلانشهر مشهد است. در این پژوهش، از طریق مطالعات کتابخانهای، مرور ادبیات و پژوهشهای پیشین، 67 شاخص (گویه) در قالب 19 مولفه، استخراج و دستهبندی شده است. پس از محاسبه حجم نمونه آماری پژوهش از طریق فرمول کوکران، 478 پرسشنامه از شهروندان مشهد جمعآوری شد. دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی با به کارگیری نرمافزار Smart PLS3 موردارزیابی قرارگرفتند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که مولفه «پیوندها» با ضریب مسیر 87/0 در رابطه با عملکرد مدیریت شهری و مولفه «آسانسازی فعالیت» با ضریب مسیر 841/0 در ارتباط با رضایت شهروندان از خدمات الکترونیک بیشترین تاثیر را دارند. عملکرد مدیریت شهری با ضریب مسیر 717/0 بر رضایت شهروندان از خدمات الکترونیک تاثیر میگذارد. همچنین این دو عامل به ترتیب با ضرایب مسیر 58/0 و 252/0 بر کیفیت زندگی تاثیر میگذارند و رضایت از خدمات الکترونیک با ضریب مسیر 757/0 بر قصد رفتاری شهروندان تاثیرگذار است. این نتایج میتواند مدیریت شهری مشهد را در دستیابی به شهری با خدمات الکترونیک مطلوب و مورد رضایت شهروندان یاری نماید.
محمد رادمان، محمد سلیقه، محمدحسین ناصرزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
با هدف بررسی وضعیت روند و تغییرات آبدهی رود کارون، سه زیر حوضه زز، بازفت و بشار از سرشاخه های این رود انتخاب شدند. دلیل انتخاب این حوضه ها، نزدیکی به کانون های آبگیر زاگرس میانی و نیز قرار گرفتن در بالادست سدها بوده است.
تمامی داده های مورد نیاز (از سال آبی 57-1356 تا 96-1395) از شرکت مدیریت منابع آب ایران دریافت شدند و با آزمون های کولموگروف اسمیرنف، چولگی و کشیدگی داده ها و همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفتند. سپس، آزمون رگرسیون خطی جهت پی بردن به تاثیر دما و بارش بر دبی رودها و آزمون من ـ کندال جهت مشخص شدن روند و نقاط جهش، انجام شدند. نتایج بررسی داده ها نشان داد که همه آن ها در شرایط نرمال قرار دارند اگر چه تا حدودی از کشیدگی و چولگی برخوردارند. در آزمون همبستگی پیرسون نیز مشخص شد بین داده های هواشناسی و هیدرومتری، همبستگی وجود دارد.
مدل رگرسیون مورد استفاده، تغییرات میان بارش و دبی را (بر خلاف دما و دبی) به خوبی نمایان کرده است. از سوی دیگر، کارکرد بالای مدل در تبیین تغییرات دبی نسبت به بارش را شاهد هستیم. طبق نمودارهای رگرسیون، روند نزولی بارش و دبی و افزایشی دما در هر سه حوضه مشهود است.
در آزمون من ـ کندال، روند معنادار افزایشی دما در حوضه های بازفت و بشار، روند کاهشی دبی در حوضه های بازفت و بشار و روند کاهشی بارش در حوضه های زز و بازفت به چشم می خورد و به جز دمای حوضه زز، در متغیرهای همه حوضه ها جهش نیز رخ داده است.
خانم عاطفه رضایی طالعی، استاد زهرا حجازی زاده، استاد بهلول علیجانی، دکتر همت اله رورده، دکتر طاهر صفرراد،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
نقش واداشتهای منطقهای و فرامنطقهای هر ساله سبب تغییر در گردش واچرخندی پرفشار سیبری میشود. در همین راستا سعی شد تا به بررسی تغییرپذیری شدت پرفشار سیبری در ارتباط با گردش زمستانه نابهنجار جو پرداخته شود. بدین منظور از دادههای شبکهبندی شده فشار تراز دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل، مولفه های مداری و نصف النهاری باد مرکز پیشبینی محیطی/علوم جو(NCEP/NCAR) بین سال های تا 2020 (ماه های دسامبر تا فوریه) استفاده شد. پس از اعمال شاخص شدت پرفشار سیبری دوره های شدید این پرفشار در زمستان استخراج گردید. در ادامه با استفاده از کمیت فرارفت تاوایی نسبی به بررسی تکوین این سامانه و سامانه های تاثیرگذار بر روی پرفشار سیبری پرداخته شد. نتایج نشان داد که در طول دوره زمستانی مرکز پرفشار سیبری دستخوش تغییرات شده و روند رو به رشد بین 4 تا 6 هکتوپاسکالی را به خود گرفته است. از طرفی مشاهده شد که نقش سامانه های جوی همچون پشته های دینامیکی بر روی منطقه سیبری همراه با فرارفت تاوایی نسبی منفی، قرارگیری منطقه سیبری در شرق پشته و تشکیل بندال های امگایی نقش مهمی را در تقویت این سامانه بر عهده دارند که سبب شده تا این پرفشار دارای توسعه شرق به غرب یا شمال به جنوب را تجربه نماید. از طرفی نقش تاوه قطبی در فرارفت های سرد منطقه و جابجایی استوا سوی آن سبب شده تا پرفشار سیبری با گاها با افزایش فشار بیش از 11 هکتوپاسکال نسبت به میانگین بلندمدت خود داشته باشد. در نهایت مشاهده شد که گردش جو در عرضهای میانه نقشی انتقالی را در تغییرات پرفشار سیبری و جریانات قطب و جنب قطبی را ایفا می کند.
علی نصیری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی خطر زلزله خیزی منطقه ارومیه با تعیین پارامترهای a و b رابطه بزرگی- فرکانس گوتنبرگ -ریشتر است. برای این منظور 4 زون چشمه لرزه زای مختلف در منطقه پژوهشی بر اساس داده های تکتونیکی و لرزه نگاری شناسایی سپس با استفاده از متدهای تحلیل فضایی زمین آمار در محیط ARCGIS 10.3 پهنه بندی شد. در این پژوهش مقدار b را که شیب رابطه فرکانس - بزرگی رابطه گوتنبرگ - ریشتر است از روش حداکثر درستنمایی (ML) محاسبه گردید. همچنین، میانگین دورههای بازگشت، محتملترین حداکثر بزرگی در بازه زمانی t سال و احتمال وقوع زلزله با بزرگی M => 7 در بازه های زمانی t سال را برآورد کردم. سپس نقشه لایه های مقادیر ارزش پارامترهای a و b را با استفاده از روش ML تولید کردم. بدین طریق کمترین مقدار b 414/0 را در زون لرزه ای 1 و بیشترین در زون 2 برابر 96/0 زون های 3 و4 بترتیب 553/0 و 72/0 به دست آوردم. این نتایج قویاً از مقدار احتمال (90 درصدی) پشتیبانی می شود که بزرگترین زلزله ای با بزرگی بیشتر یا مساوی 6 ریشتر در زون های 3 و 4 رخ می دهد. میانگین کمترین دوره بازگشت چنین زلزله ای با بزرگی مذکور بترتیب 79 و 169 سال در زون های 3 و 4 منطقه برآورد کردم. محتمل ترین زلزله ای با بزرگی 6 و بالاتر در 100 سال آینده در 4 زون منطقه برآورد کردم و بالاترین مقدار مقیاس بزرگی زلزله در زون 4 (7/7 M=) تعیین شد. بر اساس پارامترهای رابطه مذکور و نوع رژیم تکتونیکی منطقه زون های 3و 4 که غالباً نواحی جنوب غرب و شمال منطقه را پوشش می دهد خطرناکترین زون ها از نظر خطرات لرزه خیزی در منطقه ارومیه تعیین شدند.
آقا حسین امرائی، دکتر حسین ربیعی، آقا اسماعیل دهقان، دکتر زکیه افتابی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
منطقه قرهباغ و به تبع آن دالان زنگزور به علت قابلیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی برای ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. مقاله کاربردی حاضر به تبیین سناریوهای فراروی ایران ناشی از دالان زنگزور پرداختهاست. روششناسی حاکم بر پژوهش، توصیفی تحلیلی است. دادههای مورد نیاز با روش کتابخانهای و میدانی گردآوری و با بهرهگیری از نرمافزارهای Micmac و Scenario Wizard مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این است که محتملترین سناریوی فراروی ایران ناشی از دالان زنگزور چیست؟ نتایج پژوهش نشان داد شش متغیر حضور اسرائیل در منطقه قرهباغ، قرار گرفتن منطقه قرهباغ در مدار آمریکا و غرب، صادرات گاز ایران خصوصاً به ترکیه، تمامیت ارضی ایران (خصوصاً استانهای ترکنشین)، نقش گذرگاهی ایران در حمل و نقل بینالمللی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران بهعنوان متغیرهای کلیدی تأثیرگذار دالان زنگزور بر ایران انتخاب شدند. در این راستا؛ وضعیتهای احتمالی مربوط به شش سناریو با سازگاری قوی، نشان داد: وضعیتهایی که سناریوهای فراروی ایران ناشی از تاثیر دالان زنگزور را بحرانی بیان میکنند، بیشترین وضعیتهای احتمالی ممکن را در بر میگیرند. بر این پایه سناریو فروپاشی ژئوپلیتیکی تدوین شد و نتیجه گرفته شد؛ آینده امنیت ایران در قفقاز وابسته به توانایی خود در ایجاد یک استراتژی مؤثر برای مدیریت چالشها و بهرهبرداری از فرصتها است. تنها از طریق تقویت همکاریهای منطقهای و اتخاذ سیاستهای مدبرانه، ایران میتواند در راستای حفظ منافع ملی خود و تأمین امنیت پایدار در این منطقه گام بردارد.
مهدی فیض اله پور، ندا کنعانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
متن چکیده
بیابان زایی شکلی از تخریب زمین در مناطق خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب بوده که ناشی از تغییرات آب و هوایی و فعالیت های انسانی می باشد. هدف از این تحقیق بررسی وضعیت بیابان زایی در نواحی روستایی دشت سیرجان در بازه زمانی 1990 تا 2023 می باشد. به این منظور چندین شاخص طیفی با یکدیگر ترکیب شده تا بهترین شاخص انتخاب گردد. در این تحقیق بر اساس شاخص های albedo، MSAVI و SFI، شاخص پایش بیابان زایی (DMI) پیشنهاد گردیده و توزیع مکانی و زمانی بیابان زایی در غرب دشت سیرجان در سال های 1990 و 2023 برآورد شد. برای طبقه بندی نتایج حاصل از شاخص DMI، از روش های طبقه بندی شکست طبیعی جنکز و شاخص کمی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از شاخص جنکز مشاهده شد که پهنه های با بیابان زایی خیلی کم در سال 1990 حدود 7/59 کیلومتر مربع بوده که به 5/127 کیلومتر مربع در سال 2023 کاهش یافته و 68/47 درصد از مساحت منطقه دارای بیابان زایی خیلی کم بوده است. پهنه های با بیابان زایی زیاد با تغیر قابل توجهی مواجه شده و از 7/465 کیلومتر مربع در سال 1990 به 6/118 کیلومتر مربع در سال 2023 رسیده است. نتایج نشان داد که روش طبقه بندی شکست طبیعی جنکز به میزان دقت کلی 74درصد و ضریب کاپای 67/0 در سال 2023از قابلیت بالاتری نسبت به شاخص کمی برخوردار است. در نهایت مشاهده شد که شاخص albedo از بیشترین میزان همبستگی مثبت نسبت به شاخص DMI برخوردار بوده است. به طوری که میزان همبستگی بین این دو شاخص در سال 1990 و 2023 به ترتیب معادل 71/0 و 82/0 برآورد گردید. |
دکتر صادق الهیاری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
شهر سالم شهری است که در آن کیفیت زندگی شهروندان در تمام زمینهها، از جمله سلامت جسمی و روانی، رفاه اجتماعی، توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط زیست، بالا است.این شهر فرصتهای کافی برای مشارکت شهروندان در فرایندهای تصمیمگیری و توسعه را فراهم میکند و از همه شهروندان، صرف نظر از سن، جنسیت، نژاد، مذهب یا وضعیت اجتماعی اقتصادی، حمایت میکند. این پژوهش با استفاده از شاخصهای شهر سالم از دیدگاه دستور کار 2023 سازمان ملل متحد به ارزیابی شاخصهای شهر سالم در شهر شوش دانیال پرداخته است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت یک پژوهش کمی است که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. جامعه آماری کارشناسان، برنامهریزان، پژوهشگران شهری و خبرگانی بودند که از شهر شوش اطلاعات کاملی داشتندکه با روش نمونهگیری هدفمند 30 نفر برای پاسخگویی به سوالات انتخاب شد. از رگرسیون لجستیک باینری جهت تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که از بین 6 مولفه اصلی چگالی اقتصادی و سرمایهگذاری با ضریب تاثیر (210/0)، سلامت، رفاه و شهروندان سالم با ضریب (203/0)، ایجاد محلهها، زیرساختها و مسکن سالم با ضریب (191/0)، محیط زیست سالم با ضریب (186/0) بیشترین تاثیر را بر ایجاد شهر سالم و پایدار در شهر شوش داشتهاند.از بین 38 شاخص نیز 10 شاخص که مهمترین آنها، سلامت جسمی و روانی شهروندان با ضریب (393/0)، کم بودن استرس و اضطراب در جامعه (382/0)، تامین زیرساختها و تجهیزات شهری (328/0)، بیشترین تاثیر را بر ایجاد شهرسالم و پایدار شوش داشته ومهمترین شاخصهای ایجاد شهر سالم و پایدار در شهر شوش دانیال هستند
حمیدرضا کریمی، شهریار خالدی، رضا برنا،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
قاچاق کالا و ارز، معضلی فراگیر در ایران است که برنامهریزیهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را مختل میکند. این پدیده تنها مختص مناطق مرزی نیست، اما این مناطق به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، بیشتر در معرض این آسیب قرار دارند. پژوهش حاضر با تمرکز بر عوامل طبیعی مؤثر در قاچاق مناطق مرزی، به بررسی نقش توپوگرافی، پوشش گیاهی، اقلیم و منابع آبی در این زمینه میپردازد. هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان و مکانیزم تأثیرگذاری هر یک از این عوامل طبیعی در کنترل قاچاق کالا و ارز در مناطق مرزی کشور است. این تحقیق از نوع بنیادی-کاربردی بوده و با استفاده از روشهای توصیفی-تحلیلی و کمّی انجام شده است. دادهها از طریق پیمایش در میان نیروهای نظامی و مرزبانی مستقر در مناطق مرزی جمعآوری و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و مدل تحلیل مسیر، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتهاند. نتایج نشان میدهند که توپوگرافی، پوشش گیاهی و اقلیم، بیشترین تأثیر را در مختل کردن عملیات نیروهای نظامی و مرزبانی در مقابله با قاچاق دارند. ضریب همبستگی پیرسون (0.620) بیانگر ارتباط قوی بین جغرافیای طبیعی و جغرافیای نظامی مبارزه با قاچاق کالا است. در تحلیل رگرسیون، متغیر «اقلیم» با ضریب بتای 0.350 بالاترین و متغیر «منابع آبی» با ضریب بتای 0.124 پایینترین تأثیر را نشان میدهند. همچنین، مدل تحلیل مسیر نشان میدهد که پوشش گیاهی، توپوگرافی و منابع آبی تحت تأثیر شرایط اقلیمی، کیفیت مبارزه با قاچاق را تحت تأثیر قرار داده و کار نیروهای نظامی و مرزبانی را با مشکل مواجه میسازند.
موسی کمانرودی کجوری، آزاد رحیم زاده، فریده فلاح حسینی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
شهرخلاق شهری پرجنبوجوش است که یادگیری فرهنگی و بینفرهنگی را تقویت میکند، جایی که هر ساکن در آن به دانش، مهارتها و آگاهی فرهنگی خود اطمینان دارد. شهرخلاق ویژگیهایی را برجسته میکند که تصویر شهر را برای ساکنان آن جذابتر مینماید. هدف این پژوهش، رتبهبندی مناطق شهرداری کلانشهر تهران براساس شاخصهای شهرخلاق است. این پژوهش بهلحاظ روش، از نوع توصیفی-تحلیلی و از منظر هدف، کاربردی میباشد. دادهها در چهار بعد کیفیت زندگی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و نوآوری و به روش کتابخانهای-اسنادی بهدست آمده است. از مدل تصمیمگیری WASPAS برای رتبهبندی و از مدل آنتروپی برای وزندهی به شاخصها استفاده شده است. نوآوری این پژوهش، استفاده از رویکرد تطبیقی و مدل جدید در تعیین و ارزیابی شاخصهای شهرخلاق در مقیاس مناطق شهر است. نتایج حاصل از بهکارگیری مدل تصمیمگیری WASPAS نشان میدهدکه بین مناطق بیستودوگانه شهرداری تهران نسبت به شاخصهای شهرخلاق تفاوت وجود دارد. سطحبندی این مناطق بهلحاظ شهرخلاق بیانگر این است که هفت منطقه(شش، یک، دوازده، سه، چهار، دو، هفت) دارای وضعیت مطلوب، هشت منطقه دارای وضعیت متوسط و هفت منطقه(نوزده، هیجده، شانزده، بیست ویک، هفده، ده، نه) دارای وضعیت نامطلوب و در اولویت برنامهریزی توسعهی شهری میباشند. همچنین نتایج نشان داد که بعد اقتصادی شهرخلاق دارای بیشترین مناطق(17 منطقه) با شرایط نامطلوب بوده است.
دکتر افشین کرمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در نظامهای سیاسی متمرکز رابطه دولت ـ شهرداری یا دولت ـ حکومت محلی از یک قاعده سلسلهمراتبی پیروی میکند و استقلال شهرداریها تحتالشعاع وابستگی مالی آنها به دولت یا سازمانها دولتی قرار میگیرد. در اهواز کلانشهر مورد مطالعه این پژوهش، افزون بر این نوع وابستگی به دولت، نوع دیگری از وابستگی مالی مدیریت شهری را ممکن است تحتتأثیر قرار دهد. حضور پررنگ شرکتها و صنایعی که مقیاس فعالیت آنها منطقهای و فرامنطقهای است مانند: شرکت فولاد خوزستان، پتروشیمی، شرکت ملی نفت و سازمانهای وابسته به آن در شهر اهواز و منطقه خوزستان و تعامل آنها با مجموعه مدیریت شهری میتواند بر نحوه عملکرد شهرداری تأثیرگذار باشد. این پژوهش بهدنبال آن است تا اثرات اقتصاد سیاسی حضور شرکتها و سازمانهایی که مقیاس عملکرد آنها منطقهای و ملی است را در مدیریت سیاسی فضا و مدیریت شهری مورد مطالعه قرار دهد. بهعبارت دیگر بهدنبال پاسخ به این پرسش است که وابستگی مالی مجموعه مدیریت شهری به یک یا چند شرکت ملی و منطقهای تا چه حد میتواند در عملکرد مطلوب شهرداریها تأثیرگذار باشد؟ در این پژوهش از مدل شبکههای سیاستی بهعنوان مدل تحقیق استفاده شده است. ترسیم شبکه سیاستی با استفاده از نرمافزار Gephiصورت پذیرفته و سپس به تحلیل شبکه پرداخته شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که اقتصاد سیاسی حضور این شرکتها را در دو بعد میتوان خلاصه کرد: الف) تأثیرات مثبت اقتصادی و ب) چالشهای مدیریت شهری.
دکتر عابد گل کرمی، دکتر محمد یوسفی شاتوری، دکتر افشین متقی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
دیپلماسی آب بهعنوان یکی از ابزارهای مؤثر در مدیریت منابع آبی مشترک، بهویژه در مناطق دارای رودخانههای مرزی، نقش برجستهای در کاهش تنشها و تقویت همکاریهای منطقهای ایفا میکند. این پژوهش با رویکردی کاربردی و روش توصیفی–تحلیلی، به تحلیل ژئوپلیتیکی دیپلماسی آب در رودخانههای مرزی ایران میپردازد. برای تبیین بهتر مسئله، از سه رویکرد نظری همگراکننده در روابط بینالملل شامل نهادگرایی نئولیبرال، لیبرالیسم و سازهانگاری استفاده شده است. بر این اساس، سؤال اصلی تحقیق آن است که رویکردهای نظری یادشده چگونه میتوانند به تحلیل مؤثر دیپلماسی آب در رودخانههای مرزی ایران کمک کنند؟ فرضیه پژوهش بر آن است که بهرهگیری تلفیقی از این رویکردها میتواند به درک دقیقتر از مناسبات ژئوپلیتیکی، کاهش تنشها و ارتقای سازوکارهای همکاری میان ایران و کشورهای همسایه در مدیریت منابع آبی مشترک منجر شود. یافتههای تحقیق که از تمرکز این رویکردها بر سه رودخانه هیرمند، هریرود و ارس بهدست آمدهاند، نشان میدهد که با وجود تفاوتهای نظری، هر سه رویکرد بر ظرفیتسازی نهادی، وابستگی متقابل اقتصادی، و شکلگیری هویتها و هنجارهای مشترک تأکید دارند؛ امری که میتواند بستر مناسبی برای تقویت دیپلماسی آب در سطح مرزهای ایران فراهم سازد. این مطالعه همچنین تأکید میکند که بهرهگیری از یک رویکرد تلفیقی میتواند به سیاستگذاران در تدوین راهبردهایی چندبعدی و جامع برای مدیریت پایدار منابع آبی مرزی کمک شایانی کند.
دکتر عطا غفاری گیلانده، خانم هما واعظی، آقای نوید غفاری چنذانق،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
بافتهای جدید شهری در کشور ما، با وجود برنامهریزیهای قبلی، اغلب دچار بحرانهای کیفیتی هستند. در همین راستا، پژوهش حاضر به ارزیابی کیفیت فضاهای شهری در بافت جدید شهر ادبیل با تأکید بر مؤلفههای روانشناسی محیطی میپردازد. در این پژوهش، با مطالعه ادبیات نظری، مؤلفههای روانشناسی محیطی مؤثر بر کیفیت فضاهای شهری که شامل 20 مؤلفه در 3 بعد است شناسایی گردیده و سپس از طریق پرسشنامه مورد ارزیابی نمونه آماری قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان شهرک سبلان (فاز یک و فاز دو)، شهرک سینا، شهرک زرناس و شهرک رضوان به تعداد حدود 198647 نفر میباشد.تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران384 نفر تعیین شده است. روایی سؤالات به تأیید سه نفر مدرس دانشگاه و متخصص در این حوزه رسیده و ضریب آلفای کرونباخ برابر 845/0 بر پایایی پرسشنامه دلالت نمود. برای تجزیه و تحلیل محاسبات آماری به کمک نرمافزارهای SPSS و LISREL در قالب روش مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم انجام شده است. نتایج حاصل از برازش مدل، میزان همبستگی بین متغیرهای پنهان با متغیرهای مشاهده شده و مقادیر محاسبه شده T برای تمامی بارهای عاملی مرتبه اول و مرتبه دوم، اعتبار بیرونی مدل تحقیق را نشان داد. براساس یافتهها، مؤلفه سلامت محیطی با بار عاملی 75/0 در معیار عوامل محتوایی، مؤلفه خوانایی فضایی با بار عاملی 80/0 در معیار عوامل کالبدی و مؤلفه دسترسی به خدمات تجاری روزمره با بار عاملی 58/0 در معیار عوامل عملکردی بیشترین تأثیر را در ارتقاء کیفیت فضای شهری بافت جدید اردبیل دارند. نتایج نشان داد که میانگین کیفیت مؤلفههای روانشناسی محیطی از نظر پاسخگویان نمایانگر میزان متوسط این مؤلفهها در محدوده مورد مطالعه است.
آقای مسعود صفری علی اکبری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در شرایط کنونی هوش مصنوعی میتواند عملکرد مدیریت روستایی را از طریق بهینهسازی استفاده از منابع، پیشبینی تحولات محیطی، و تصمیمگیریهای هوشمندانه بهبود بخشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با نقش واسطه پویایی محیطی در مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه میباشد. این تحقیق از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی، از نظر هدف، کاربردی-عملی و از نظر ماهیت، همبستگی است. جامعه آماری شامل دهیاران و اعضای شوراها در سطح روستاهای شهرستان کرمانشاه به تعداد 1300 نفر میباشند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 297 نفر بوده و روش نمونهگیری به شیوه تصادفی ساده میباشد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای استاندارد هوش مصنوعی از کارل آلبرخت(2003) با 21 گویه، برای سنجش پویایی محیطی از پرسش نامه ورا و کروسان(2009) با 5 گویه و برای سنجش عملکرد از پرسش نامه پاترسون(1970) با 15سوال بوده است. روایی به شیوه صوری، محتوایی و سازهای و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 861/0 مورد تایید واقع شد. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با ضریب تاثیر 889/0 ، هوش مصنوعی بر پویایی محیطی با ضریب تاثیر 876/0 و پویایی محیطی بر عملکرد مدیریت روستایی با ضریب تاثیر 273/0 تاثیر مثبت و معناداری داشته است. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با نقش واسطه پویایی محیطی با مقدار T 361/9 تاثیر داشته است. بنابراین هوش مصنوعی توانسته نقش بسیار مهمی در عملکرد مدیریت روستایی داشته باشد، بهویژه در بهینهسازی منابع، بهبود خدمات عمومی، مدیریت محیطزیست و افزایش بهرهوری کشاورزی دارد.
دکتر سعید زنگنه شهرکی، آقای امین محمودی آذر، آقای مصطفی توکلی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
آمارهای رسمی نشان دهنده آن است که وضعیت مسکن در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران قابل دفاع نیست. با وجود مسائل جهانی در زمینه مسکن و محیط زیست, ضرورت توسعه «مسکن قابل استطاعت پایدار» به شکلی گسترده در میان اندیشمندان حوزه شهری مورد پذیرش قرار گرفته است. این ضرورت، همزمان با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت تشدید می شود. برای تحقق این امر، نیاز به شناسایی مولفه های مسکن قابل استطاعتپایدار وجود دارد که در این مطالعه در محله که مهمترین مکان تجمع کاربری مسکونی است، مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق هدف آن است که به بررسی شاخصهای مسکن قابل استطاعت پایدار در محلات مختلف شهری بپردازد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونهگیری در محلات مختلف مشخص شده و در نهایت با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک نمونهگیری انجام میشود. روایی پرسشنامههای رضایتمندی که بخش تصورات را شامل میشود توسط 5 تن از اساتید مورد تآیید قرار گرفته است و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ سنجش شده است. مطالعات حاصل نشاندهنده آناست که از میان مقالات مختلف با استفاده از روش سنتزپژوهی 36 شاخص قابل سنجش در زمینه دستیابی به مسکن قابل استطاعت میتوان شناسایی کرد و با بررسی آنها در محلات مختلف برنامهریزی شده، برنامهریزی نشده و قدیمی در شهر ارومیه میتوان به این نتیجه رسید که محلات ارومیه با میانگین امتیازی 87/3 در بخش اجتماعی وضعیت مناسبی داشته و با میانگین امتیازی 23/2 در بخش اقتصادی وضعیت نامناسبی دارند و شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی بین محلات وضعیت متفاوتی دارند و تفاوتها را رقم زدهاند. بدین سان محلات برنامهریزی شده وضعیت مناسبی در دستیابی به مسکن قابل استطاعت دارند و محلات قدیمی و برنامهریزی نشده در جایگاه بعدی قرار میگیرند.
خانم فاطمه صالحی جنتی، دکتر حمید صابری، دکتر شیرین طغیانی، دکتر حجت مهکوئی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
برنامهریزی شهری تاکتیکال با اتکا بر مداخلات سریع و مشارکتی در فضاهای کوچک مقیاس، زمینهای برای خلاقیت شهروندان فراهم کرده و ضمن تقویت تابآوری محلهای، مدلهای پایداری شهری را دگرگون میسازد. هدف این پژوهش، ارائه تحلیلی نظاممند و جامع از ساختار و روندهای پژوهشی حوزه برنامهریزی شهری تاکتیکال با رویکرد بیبلیومتریک است. با استفاده از دادههای ۷۶۴ مقاله نمایهشده در پایگاه Web of Science طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و بهرهگیری از نرمافزار VOSviewer، سه نقشه بیبلیومتریک (شبکهای، زمانی و چگالی) ترسیم و تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامهریزی شهری تاکتیکال به عنوان رویکردی نوین و مشارکتی، در مرکز شبکه مفهومی پژوهشهای برنامهریزی شهری و شهرسازی قرار دارد و با مفاهیمی چون فضاهای عمومی، سیاست شهری و نوآوری پیوند عمیق دارد. روند زمانی مقالات، رشد چشمگیر توجه به موضوعاتی مانند طراحی مشارکتی، شهرنشینی هوشمند و تابآوری شهری را در سالهای اخیر آشکار ساخت. همچنین، نقشه چگالی نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشی بر محورهای برنامهریزی شهری تاکتیکال و پیوند آن با توسعه پایدار و مشارکت شهروندی است. این مطالعه با شناسایی خوشههای موضوعی، شبکههای همکاری علمی و خلأهای پژوهشی، تصویری جامع از وضعیت فعلی و مسیرهای آیندهی پژوهش در این حوزه ارائه میدهد و میتواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران و سیاستگذاران شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر مرجان بدیعی ازنداهی، آقای احسان متقیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در چند دهه اخیر پیشرفت فناوری هوش مصنوعی، با ایجاد تحولات گسترده بهویژه در حوزه اقتصادی، سبب افزایش اهمیت ساخت این فناوری برای قدرتهای بزرگ شده است. منابع معدنی بهعنوان مواد اولیه در ساخت سختافزار مرتبط با هوش مصنوعی به کار برده میشوند؛ از این رو، دسترسی به این منابع برای کشورها و شرکتهای فعال در این حوزه حیاتی است. در رقابت ژئوپلیتیکی بر سر کسب منابع معدنی، چگونگی کنترل و دسترسی به این منابع میتواند بهعنوان اهرمی برای اعمال فشار و محدودیت در توسعه فناوریهای هوش مصنوعی مورداستفاده قرار گیرد. درنتیجه، کشورهای دارنده این منابع به دنبال ذخیرهسازی و استفاده از منابع سایر کشورها هستند تا علاوه بر افزایش نفوذ و کنترل خود، دسترسی آتی به این منابع را نیز برای خود تضمین کنند.
تحقیق حاضر از نوع کاربردی است و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است. سؤال اصلی این است که منابع معدنی چه نقشی در ساخت فناوری هوش مصنوعی دارند؛ و چگونه رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ بر سر کسب این منابع صورت میگیرد. بر اساس یافته¬های تحقیق، منابع معدنی بهعنوان مواد اولیه حیاتی در ساخت تجهیزات و منبع تأمین سرمایه، در ساخت سختافزار فناوری هوش مصنوعی تأثیرگذار هستند. رقابت قدرتهای بزرگ بر سر کسب این منابع معدنی اغلب ازطریق ذخیرهسازی، قیمتگذاری و فراوری منابع صورت میگیرد. نتایج تحقیق نشان می¬دهد، دسترسی، کنترل و نظارت بر معادن معدنی مورداستفاده در ساخت سختافزار فناوری هوش مصنوعی به قدرتهای بزرگ امکان میدهد تا نهتنها بر روند توسعه و بهرهبرداری از این فناوری در سطح جهانی تأثیرگذار باشند؛ بلکه از ورود بازیگران همتراز در این عرصه جلوگیری نمایند و یا از نقشآفرینی آنها در این حوزه بکاهند. ایالات متحده و چین جایگاه برتر را در این رقابت دارا هستند. دیگر بازیگران به دلیل محدودیتهای منابع و اولویتهای سیاسی متفاوت، نتوانستهاند به سطح این دو قدرت دست یابند.
حدیث آسمانی کناری، علی اکبر جعفری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
قفقازجنوبی، منطقهای نیمهکوهستانی واقع در حدفاصل دریای خزر و دریای سیاه است که درطول تاریخ، همواره از موقعیتی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک برخوردار بودهاست. درگیریهای میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در قفقازجنوبی که بهرفع تصرف اراضی ناحیه موردمناقشه قرهباغ توسط جمهوری آذربایجان منتهی شد، بهدلیل وجود برخی اختلافات اساسی نظیر نحوه دسترسی به منطقه خودمختار نخجوان، دستیابی به صلح پایدار در قفقازجنوبی را در هالهای از ابهام فرو بردهاست. جمهوری آذربایجان، دسترسی فراسرزمینی و بدون مانع را مطرح نمود که ارمنستان و ایران بهدلیل قطع ارتباط زمینی میان دو کشور و ایجاد تنگنای ژئوپلیتیک بهشدت با آن مخالفت کردند.
باتوجه به اهمیت قفقازجنوبی و تاثیرپذیری سیاستهای ایران از هرگونه تغییر و تحول ژئوپلیتیک در این منطقه، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، بهدنبال پاسخ این پرسش است که «دستگاه سیاست خارجی ایران از آغاز درگیریها تاکنون چه راهکارهایی را برای مدیریت تحولات پساجنگ قرهباغ بهنفع جلوگیری از هرگونه تغییرات مرزی و تبدیل شدن آن به یک تنگنای ژئوپلیتیک پایدار بهخدمت گرفتهاست؟» نتایج تحقیق نشان میدهد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ترکیبی از اعلام موضع قاطع در مخالفت با هرگونه تغییر مرز، و درعینحال پرهیز از تنش و افزایش همکاریها بودهاست تا بدین ترتیب از هرگونه تغییر وضعیت ژئوپلیتیک بهضرر منافع ایران بویژه در کریدور شمال – جنوب ممانعت بهعمل آید. این سیاستها در سطوح مختلف اقتصادی، نظامی و سیاسی در تعامل با کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان دنبال شدهاست.
بهروز محمدرضاپور، حسن حیدری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
نوع مقاله:
مقاله پژوهشی
تاریخ دریافت:20/10/1400
تاریخ بازنگری: 25/11/1400
تاریخ پذیرش: 28/11/1400
تاریخ انتشار: 25/1/1401
کلیدواژهها:
ایران،
پایداری،
تاپسیس و آنتروپی شانون،
محیطزیست،
مطالعه تطبیقی. در دهههای اخیر، بحرانهای محیطزیستی به یکی از چالشهای اساسی کشورهای در حال توسعه تبدیل شده و ضرورت اتخاذ سیاستهای هماهنگ و منطقهگرا برای مقابله با این بحرانها بیش از پیش احساس میشود. ایران و کشورهای عضو اتحادیه عرب، بهدلیل اشتراکات جغرافیایی، اقلیمی و اقتصادی، ظرفیت بالایی برای همکاری محیطزیستی دارند. با این حال، تفاوت در سیاستگذاریها و عملکردهای محیطزیستی آنها نیازمند بررسی تطبیقی دقیق است. از این رو، هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی سیاستهای محیطزیستی ایران و هشت کشور منتخب اتحادیه عرب (مصر، الجزایر، عراق، یمن، مراکش، عربستان، امارات و کویت) با تأکید بر منطقهگرایی مسئولانه و تأثیر آن بر توسعه پایدار است. برای این منظور، دادههای رسمی سازمان ملل در دو مقطع زمانی 2020 و 2024 مبنای تحلیل قرار گرفته و 31 شاخص کلیدی در سه حوزه محیطزیستی، اجتماعی و اقتصادی استخراج شده است. روش پژوهش ترکیبی بوده و شامل تحلیل کمی (با استفاده از آنتروپی شانون برای وزندهی شاخصها و مدل تاپسیس برای رتبهبندی کشورها) و مطالعات کیفی کتابخانهای است. یافتهها در سه مرحله تنظیم شدهاند: نخست، ارزیابی سیاستهای محیطزیستی در سال 2020؛ دوم، بازنگری تحولات تا 2024؛ و سوم، تحلیل روند شاخصهای ایران و هشت کشور منتخب اتحادیه عرب صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد ایران بر اساس نتایج مدل تاپسیس، در سال 2020 با مقدار0.339=Ci رتبه پنجم و در سال 2024 با مقدار0.452= Ciرتبه دوم را در میان کشورهای مورد بررسی کسب کرده و با ارتقاء سهرتبهای، بیشترین جهش توسعهای را تجربه نموده است. این ارتقاء با افزایش وزن برخی شاخصهای اجتماعی (مانند آب آشامیدنی مدیریتشده)، اقتصادی (مانند GDP سرانه) و زیرساختی همراه بوده، هرچند چالشهایی نظیر افزایش انتشار گازهای گلخانهای و تهدیدات زیستی همچنان پابرجاست. نتایج پژوهش بر ضرورت تقویت سیاستهای محیطزیستی و طراحی سازوکارهای همکاری منطقهای برای تحقق توسعه پایدار تأکید دارد.
دکتر علی حقی زاده، آقای نورالدین مریدی، خانم لیلا قاسمی، خانم عاطفه بساک،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
تبخیر بهعنوان یک عامل مهم در سیستم تراز آب در نظر گرفته میشود که باعث از دست دادن بخش عظیمی از آب دریاچهها میشود. با توسعه فناوریهای پیشرفته سنجشازدور و الگوریتمهای محاسباتی، برآورد تبخیر از سطوح آبی تحول چشمگیری یافته است. در پژوهش حاضر با استفاده از الگوریتم SEBAL در محیط گوگل ارث انجین به برآورد تبخیر دریاچه سد ایوشان پرداخته شد. با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست ۸ و پردازش ابری آنها در سامانه گوگل ارث انجین، محاسبات تبخیروتعرق بهصورت پیکسلی و با الگوریتم سبال (SEBAL) انجام شد. نتایج نشان داد که در هر سه تاریخ موردمطالعه (۲۰/۰۴/۱۴۰۳، ۱۴/۰۵/۱۴۰۳ و ۰۶/۰۶/۱۴۰۳)، میزان تبخیر در نزدیکی مرکز مخزن سد بیشتر از نواحی کناری است. همچنین نتایج این مطالعه نشان میدهد که پیادهسازی الگوریتم SEBAL در بستر گوگل ارث انجین با وجود چالشهایی مانند عدم دسترسی به دادههای تشت تبخیر و فاصله 11 کیلومتری ایستگاه هواشناسی از منطقه موردمطالعه، از دقت قابلقبولی برخوردار است که این موضوع با مقادیر RMSE برابر 2.4 و ضریب نش 0.83 تأیید میشود. بر اساس محاسبات انجامشده، میزان تبخیر در ماههای تیر، مرداد و شهریور به ترتیب 9.15، 7.12 و 9.34 میلیمتر برآورد شده که بیانگر اتلاف قابل توجه آب از مخزن سد میباشد. این یافتهها حاکی از کارایی مناسب الگوریتم مذکور در برآورد تبخیر حتی در شرایط محدودیت دادههای زمینی است. با توجه به اینکه بارشها در منطقه موردمطالعه بیشتر بهصورت رویدادی و کوتاهمدت اتفاق میافتند و بسیاری از روزهای سال خشک هستند، ذخیره آب برای دورههای خشک ضروری است.
- الهام صالحیان دهکردی، - هیوا علمیزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
| زمینلغزشها از جمله مخاطرات طبیعی کلیدی در حوضه شمال تهران هستند که به دلیل ویژگیهای زمینشناختی، توپوگرافی ناهموار و فعالیتهای انسانی مانند جادهسازی، تهدیدات قابلتوجهی ایجاد میکنند. این مطالعه یک رویکرد ترکیبی نوآورانه با وزندهی پویا (Dynamic Weighting) مبتنی بر الگوریتمهای PSO و GA برای پهنهبندی حساسیت زمینلغزش در حوضه شمال تهران ارائه میدهد. برخلاف روشهای سنتی مانند نسبت فراوانی (FR)، شاخص آماری (SI) و آنتروپی شانون (SE) که از وزنهای ثابت استفاده میکنند، این روش وزنهای عوامل (مانند فاصله از رودخانه، شیب، و سنگشناسی) را بر اساس دادههای زمانی مانند بارندگی فصلی و فعالیتهای انسانی با استفاده از الگوریتم (PSO) تنظیم میکند. دادههای بارندگی و 150 رویداد زمینلغزش (2024-2005) از ایستگاههای هواشناسی محلی و پایگاههای داده زمینشناسی جمعآوری شدند. دادههای ورودی شامل هشت عامل کلیدی (فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، شیب، سنگشناسی، ارتفاع، جهت شیب، فاصله از گسل، و کاربری اراضی) و دادههای بارندگی فصلی بودند. نتایج نشان داد که وزندهی پویا دقت پیشبینی را تا 15% (بر اساس AUC-ROC) نسبت به مدلهای ثابت بهبود میدهد، بهویژه در فصول پرباران که وزن فاصله از رودخانه افزایش مییابد (vj=8.2 در مقایسه با vj=7.21 در مدل ثابت). مدل PSO با AUC-ROC=0.923 و GA با AUC-ROC=0.917 دقت بالاتری نسبت به مدلهای سنتی (FR با AUC-ROC=0.804) نشان دادند. نقشههای خطر پویا مناطق پرخطر (مانند نزدیکی رودخانهها با vj=8.23 در فصل بارانی) را با دقت بالاتری شناسایی کردند. این رویکرد برای مدیریت ریسک زمینلغزش در مناطق کوهستانی شهری مانند حوضه شمال تهران ارزشمند است و میتواند بهعنوان الگویی برای سایر مناطق مشابه استفاده شود. |