جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای خودکنترلی

سید محمد سعید صحاف،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

حل مسئله یک فرآیند شناختی هدف‌محور است که شامل ارزیابی مشکل و ایجاد راه‌حل‌ها جهت دستیابی به نتایج مطلوب می‌شود. این مهارت تحت تأثیر تنظیم زمان‌مندی بهینه و خودکنترلی قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش متغیرهای زمان کل، زمان تأخیر، درجۀ دشواری، زمان واکنش و خودکنترلی در تعامل سرعت-دقت بود.
نمونه پژوهش حاضر شامل ۵۴ دانش‌آموز دختر ۱۰ تا ۱۱ ساله بدون سابقه بیماری بود که به‌صورت در دسترس از مدارس غیرانتفاعی مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ انتخاب شدند. از تکلیف برج لندن برای ارزیابی متغیرهای دقت عملکرد در حل مسئله، زمان تاخیر، زمان کل، درجۀ سختی و از تکلیف فلنکر برای متغیرهای خودکنترلی و زمان واکنش استفاده شد. به منظور پیش‌بینی متغیرهای مذکور در دقت عملکرد حل مسئله، داده‌ها از طریق تحلیل‌های آماری رگرسیون چندگانه و تحلیل میانجی در SPSS-26 بررسی شدند.
یافته‌ها نشان دادند که متغیرهای زمان کل(769/0- = β)، زمان تاخیر (574/0 = β)، درجه دشواری (388/0= β) و زمان واکنش (160/0- = β) به طور معناداری عملکرد حل مسئله را پیش‌بینی می‌کنند. به این صورت که افزایش زمان کل برای حل مسئله منجر به کاهش دقت شد، در حالی که افزایش زمان تأخیر در آغاز حل مسئله باعث افزایش دقت گردید. اگرچه نقش تعدیل‌کنندگی خودکنترلی در رابطه بین زمان تاخیر و زمان کل با دقت معنادار نبود (05/0p>)، اما رگرسیون گام به گام حاکی از پیش بینی معنادار متغیر خودکنترلی در دقت عملکرد بود (157/0 = β).
بنابراین زمان‌بندی نقش مهمی در دقت عملکرد دارد. به طوری که صرف زمان کافی برای پردازش شناختی قبل از پاسخ‌دهی می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد و طولانی شدن فرآیند حل مسئله، به جهت افزایش بار شناختی یا استراتژی‌های ناکارآمد، می‌تواند دقت را کاهش دهد. اگرچه نقش درجۀ دشواری و ماهیت تکلیف در این رابطه مهم است. عدم اثر معنادار تعدیلی خودکنترلی بر تنظیم این رابطه می‌تواند به ارتباط گستردۀ این متغیر با دیگر ابعاد شناختی شرکت کنندگان مرتبط باشد.

خانم مریم موگویی، دکتر مریم شاهنده،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف پژوهش تدوین مدل رابطه بهباشی، همجوشی شناختی، انعطاف‌پذیری شناختی با میانجی‌گری خودکنترلی در نوجوانان بود. پژوهش از  نوع مطالعات همبستگی و جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1402-1403 شهر اصفهان بود که تعداد 383 دانش آموز  به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه‌های بهباشی ذهنی کی‌یز و ماگیارمو، همجوشی شناختی گیلاندرز، انعطاف‌پذیری روانشناختی بوند، خود کنترلی تانجی استفاده شد. داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که بین بهباشی ذهنی و ابعاد بهباشی هیجانی، بهباشی روانشناختی، بهباشی اجتماعی با انعطاف‌پذیری شناختی از طریق خودکنترلی رابطه معنادار وجود دارد.  بهباشی ذهنی از طریق خودکنترلی با همجوشی شناختی رابطه دارد و خودکنترلی یک متغیر میانجی کامل است. بهباشی هیجانی با همجوشی شناختی ارتباط مستقیم معنادار دارد، بین متغیر های بهباشی اجتماعی، بهباشی روانشناختی و همجوشی شناختی، خودکنترلی نقش میانجی کامل دارد. درنتیجه می توان گفت که خودکنترلی نقش بسیار مهم در بهباشی ذهنی، همجوشی شناختی و انعطاف‌پذیری شناختی نوجوانان دارد. بنابراین می توان در نوجوانان به بهباشی، همجوشی و انعطاف‌پذیری شناختی از طریق خودکنترلی آنها کمک کرد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb